شناسایی و تحلیل استراتژیهای بداهه پردازی کارآفرینان در مواجهه با بحرانهای اقتصادی

نویسندگان

1 گروه مدیریت صنعتی (کارآفرینی) دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مازندران، بابلسر، مازندران، ایران

2 گروه مدیریت صنعتی (کارآفرینی)، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22059/jed.2025.398365.654550
چکیده

هدف: بداهه‌پردازی به عنوان یکی از ظرفیت‌های کلیدی کارآفرینان، نقش بنیادینی در مدیریت عدم قطعیت و مواجهه با شرایط پیش‌بینی‌ناپذیر ایفا می‌کند. در صورتی که کارآفرینان نتوانند استراتژی‌های درست بداهه‌پردازی را در مواجهه با بحران‌های اقتصادی اتخاذ کنند، کسب‌وکار آنها با پیامدهای منفی متعددی روبرو خواهد شد. نخست، عدم واکنش به‌موقع و مؤثر در برابر تغییرات پیش‌بینی‌ناپذیر بازار، می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌های حیاتی و افزایش ریسک شکست شود. همچنین، ممکن است سازمان درگیر سردرگمی استراتژیک، اتلاف منابع و تضعیف کارآمدی عملیاتی گردد. یکی از مهم‌ترین راهکارهای مقابله با این چالش‌ها، بهره‌مندی از مهارت بداهه‌پردازی و تدوین استراتژی‌های خلاقانه و انعطاف‌پذیر است. با این حال، شناخت سازوکارها و الگوهای بداهه‌پردازی کارآفرینان و تحلیل تأثیر آن‌ها بر موفقیت کسب‌وکار در شرایط بحران، هنوز به طور کامل در ادبیات کارآفرینی ایران تبیین نشده است. از این رو، شناسایی و تحلیل استراتژی‌های بداهه‌پردازی کارآفرینان ایرانی در مواجهه با بحران‌های اقتصادی به عنوان یک ضرورت پژوهشی مطرح می‌شود. لذا هدف تحقیق حاضر این است که: استراتژی‌های بداهه‌پردازی کارآفرینان (مالک/مدیر کسب‌وکارها) در صنایع مختلف استان‌های شمالی (گیلان، مازندران، گلستان) در مواجهه با بحران‌های اقتصادی، را شناسایی نماید و این استراتژی‌ها را اولویت‌بندی کند.روش: تحقیق حاضر از نظر روش‌شناسی، از نوع آمیخته یا ترکیبی (کیفی و کمی) است. استراتژی تحقیق حاضر در بخش کیفی تحلیل مضمون (الگوی بران و کلارک) و در بخش کمی پیمایشی- ریاضی (روش بهترین- بدترین) است. جامعه ‌آماری پژوهش حاضر، در فاز کیفی اساتید دانشگاهی و کارآفرینان (مالک/مدیر کسب‌وکارها) در صنایع مختلف استان‌های شمالی (گیلان، مازندران، گلستان) هستند که با روش نمونه‌گیری گلوله برفی 15 نفر انتخاب شدند. در فاز کمی شامل 20 نفر از کارآفرینان (مالک/مدیر کسب‌وکارها) در صنایع مختلف استان‌های شمالی (گیلان، مازندران، گلستان) بود. به منظور جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات در بخش کیفی از روش مصاحبه استفاده گردیده است و در بخش کمی از پرسشنامه تصمیم‌گیری چند معیاره استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در بخش کیفی این تحقیق با روش تحلیل مضمون با رویکرد براون و کلارک (2006) و با نرم افزار MAXQDA 2021 و در بخش کمی روش بهترین- بدترین به وسیله نرم افزار EXCEL 2016 و LINGO انجام شد.یافته‌ها: مضامین اصلی استخراج شده، استراتژیهای بداهه‌پردازی کارآفرینان در مواجهه با بحرانهای اقتصادی در 5 مضمون، 1- بازآفرینی و ترکیب منابع و امکانات 2- تصمیم‌گیری سریع و آزمایشی 3- انعطاف‌پذیری و تغییر مسیر 4- شبکه‌سازی و بهره‌گیری از روابط 5- یادگیری مستمر از تجربه و 10 مضمون فرعی تعیین و معرفی شده‌اند.نتیجه: یافته‌های این پژوهش می‌تواند راهنمای ارزشمندی برای کارآفرینان و تصمیم‌گیرندگان حوزه کسب‌وکار باشد تا اثربخشی واکنش‌ها و سیاست‌ها را در شرایط بحرانی ارتقا دهند. تجربه موفق کارآفرینان در به‌کارگیری بداهه‌پردازی و استراتژی‌های پنج‌گانه، مبنایی برای طراحی راهکارهای عملی و سیاست‌گذاری هوشمندانه فراهم می‌کند؛ آشنایی با این استراتژی‌ها به مدیران کسب‌وکارها اجازه می‌دهد تا در مواجهه با فشارها و محدودیت‌ها، پاسخ‌های خلاقانه و انعطاف‌پذیر اتخاذ کنند. آموزش و تقویت مهارت‌های بداهه‌پردازی، سرعت تصمیم‌گیری، استفاده بهینه از منابع موجود و توسعه شبکه ارتباطی، شانس بقای کسب‌وکار در شرایط عدم قطعیت را افزایش می‌دهد و ظرفیت تاب‌آوری را ارتقا می‌بخشد. همچنین تشویق به یادگیری مستمر و بهره‌برداری از تجارب، امکان اصلاح مسیر حرکت و بهبود مستمر را فراهم می‌کند. نتایج این مطالعه می‌تواند سیاست‌گذاران را در تدوین برنامه‌ها و حمایت‌های هدفمند یاری کند. سیاست‌هایی که به کارآفرینان امکان آزمایش و نوآوری پویا را می‌دهند، فضا را برای به‌کارگیری سریع راهکارهای جایگزین و کاهش بوروکراسی در مواقع بحران فراهم می‌سازد. حمایت از ایجاد شبکه‌های تعاملی کسب‌وکار و تسهیل دسترسی به مشاوره تخصصی، از دیگر پیامدهای مثبت است که باید در سیاست‌گذاری مدنظر قرار گیرد. این یافته‌ها می‌تواند نقشه راهی برای مشاوران باشد تا با ارائه راهکارهای عملیاتی برپایه مؤلفه‌های بداهه‌پردازی، به مشتریان خود کمک کنند فرآیندهای تصمیم‌گیری و واکنش به بحران را بهینه‌سازی نمایند. آموزش کسب مهارت‌های مرتبط با انعطاف‌پذیری سازمانی، نوآوری در استفاده از منابع، مدیریت شبکه‌های ارتباطی و مستندسازی تجربیات موفق و ناموفق، نقشی مؤثر در ارتقای اثربخشی مشاوره خواهد داشت. نتایج این تحقیق می‌تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای افزایش تاب‌آوری و پویایی اکوسیستم کارآفرینی در برابر بحران‌های پیش‌بینی‌ناپذیر اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد و مسیر را برای رشد و توسعه کارآفرینی هموار نماید.