جهت‌گیری‌ها و فعالیت‌های روسیه، ایران و عربستان در جنگ یمن

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jcep.2023.364944.450166
چکیده

کشور‌های قدرتمند، همواره خود را سزاوار مداخله در‌ بحران‌ها می‌دانند تا از‌ تهدید منافع خود جلوگیری کنند و منافع بیشتری را به‌ دست آورند. منطقۀ غرب آسیا در ‌معادله‌های قدرت‌هایی چون روسیه، عربستان و ایران جایگاه مهمی دارد و ارتباط میان غرب آسیا و این بازیگران، پیشینۀ دیرینه‌ای از‌ کنش‌ها و واکنش‌های متقابل را شامل می‌شود. امروزه یمن از‌ کانون‌های بحرانی فعال در‌ غرب آسیا به ‌شمار می‌رود و کنشگران متعددی در ‌سطح‌های داخلی، منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای برای به ‌دست ‌آوردن نتایج مطلوب، اقدام به نقش ­آفرینی در ‌تحول‌های آن کرده‌اند. در این نوشتار می‌خواهیم با‌ استفاده از‌ رویکردی توصیفی- تحلیلی، بر ‌پایۀ روش کیفی مقایسه‌ای و به ‌کار‌گیری منابع کتابخانه‌ای، تشابه‌ها و تفاوت‌‌های سیاست خارجی تهدید ‌محور روسیه، ایران و عربستان در برابر بحران یمن را ‌بررسی کنیم. فرضیۀ مورد بحث این است که هر سه کشور، با نگرشی تهدید‌محور، در‌ پی افزایش نفوذ منطقه‌ای، کاهش تهدید و موازنه ‌سازی هستند. اما این هدف‌های مشترک،  به‌ استفاده از سیاست‌هایی متفاوت انجامیده است؛ در حالی ‌که ایران، به ‌اتحاد با ‌انصار‌الله و حمایت از ‌حوثی‌ها و در برابر، عربستان به ‌مقابله با این جنبش برای بی ­اثر ‌کردن نفوذ ایران و حفظ هژمونی خویش با جلوگیری از ‌تسری موج انقلاب‌ها به ‌مرز‌های خود اقدام کردند، روسیه میانجیگری و تلاش در بی­‌طرفی و حفظ روابط مثبت با دو‌طرف درگیر، با ‌هدف کنترل تنگۀ باب‌المندب و دریای سرخ را برگزید تا با‌ حضور در ‌جنوب یمن و درگیر نشدن در رقابت ایران و عربستان، منافع اقتصادی و اهداف اوراسیاگرایی خویش را ‌تأمین کند.