اومانیسم به مثابه خوانشی از میراث بشری با نگاهی به اومانیسم اسلامی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه تبریز، ایران،

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام دانشگاه تبریز

doi
10.30465/scs.2023.42234.2595
چکیده

اومانیسم به مثابه یکی از ارکان دوران مدرن، با اصالت دادن به انسان و معمولاً در تقابل با خدامحوری و حاکمیت الهی تعریف شده است. با این حال، یکی از وجوه مهم در تکوین و بسط معنای اومانیسم، تأکید آن بر بازخوانی میراث مکتوب بشری از جمله در قالب سنت دینی بوده که زمینه­ساز علوم انسانی نوین گردیده و در عین حال برخلاف تلقی مرسوم، به خوانشی در موافقت و سازگاری با ادیان انجامیده است. این ترکیبِ تا حدودی نامأنوس در بین متفکرانی از مسیحیت در دوران رنسانس مطرح گردید و در دوران معاصر نیز از سوی افرادی همچون «علی شریعتی» برای بازخوانی میراث فکری سنتی ذیل عنوان اومانیسم اسلامی به کار گرفته شده است. مدعای نوشتار حاضر آن است که به­رغم وجود چالش در امکان تلفیق کامل این دو مفهوم شامل دینی همچون اسلام با ایدئولوژی­ای همانند اومانیسم، ارائه این مفهوم در خدمت تلاش برای قرائت انتقادی سنت پیشین اسلامی با نگاهی به تجربه مشابه آن در مسیحیت مورد توجه قرار گرفته است. یافته­های چنین مطالعه­ای حاکی از آن است که وجه بارز اومانیسم دینی مخصوصاً اسلامی، به جای تقابل ضدّدینی آن، مبتنی بر آنچه شریعتی «پالایش منابع فرهنگی» خوانده و نگاهی نقادانه به میراث گذشته استوار است.