تحلیل روایی بحران اوکراین؛ تقابل روایتها و پادروایتها
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری روابط بینالملل، دانشکده حقوق و و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استاد، روابط بینالملل، دانشکده حقوق و و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22059/jcep.2023.361309.450152چکیده
مراجعه به روایت راویان از راههای شناخت علتهای یک رویداد است. این روش بهویژه برای فهم درگیریهای تاریخی و منازعههای شدید که بیشتر، بحران تعریف میشوند، قابلیت و کارایی دارد. در این نوشتار با ترسیم منازعۀ روسیه و اوکراین بهعنوان داستانی روایی، بهدنبال تبیین این بحران از مسیر باورهای روایی رهبران دو کشور هستیم. پرسش این نوشتار بر پایۀ ارتباط میان روایت و پویایی تضاد این است که چه عاملی ناگزیر و طولانیبودن بحران اوکراین را بهوجود آورده است؟ با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار این فرضیه را به آزمون میگذاریم که تضاد روایتها بهعنوان باورهای هویتی ناسازگار از سوی رهبران روسیه و اوکراین، زمینۀ اجتنابناپذیربودن منازعه و قرارگرفتن آن در شمار بحرانهای طولانیمدت را بهوجود آورده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که جنگ پیشگیرانه، تهدیدزدایی و ملتگرایی به ترتیب با سه روایت مشروعیتزدایی، منفیسازی و قربانیسازی عناصر داستان پوتین برای توجیه حمله به اوکراین را شکل داده است که در سوی مقابل، زلنسکی با پادروایتهای معکوسسازی، حاشیهرانی و غیریتسازی، روایت پوتین را داستانی غیرواقع نشان داده است. تبدیل منازعۀ دو کشور به بحران اجتنابناپذیر امروزی و پیشبینیپذیرنبودن سرانجام آن، نتیجۀ همین تقابل روایی بوده است.