«تاریخی بودن» فهم از منظر شلایرماخر با توجّه به رویکرد هرمنوتیکی او

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه غرب، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 عضو هیئت علمی گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30465/scs.2023.9209
چکیده

در تاریخ اندیشه و علوم انسانی، می‌توان دو نحوه رویکرد را نسبت به «فهم»، «تفکّر» و «عقلانیّت» برشمرد: رویکرد "غیرتاریخی" و رویکرد "تاریخی". در رویکرد غیرتاریخی "عقل" معنایی واحد، جهان‌شمول، فرازمانی، فرامکانی و فرازبانی دارد، امّا در رویکرد تاریخی، "تفکّر" و "عقلانیّت"، امری تاریخی است و عقلانیّت از شرایط اجتماعی، تاریخی، سیاسی و ... تأثیر می‌پذیرد و در واقع تفکّر، شناخت، عقلانیّت، فهم و همۀ اموری که به نحوی با انسان ارتباط پیدا می‌کنند، تاریخی‌اند. پرسش این پژوهش این است که رویکرد شلایرماخر به مسئله «فهم» او را در کدام گروه قرار می‌دهد؟ بدین‌منظور با روش توصیفی به دیدگاه‌های هرمنوتیکی شلایرماخر پرداخته شده و یافته‌های حاصل از پژوهش بیانگر تاریخی‌نگری شلایرماخر به مسئله «فهم» و «تفکّر» است که بر اساس آن، تلاش برای راه‌یافتن به تفکّر مؤلف یا گوینده که متأثر از وضعیت و شرایط تاریخی-محیطی اوست، ما را در رسیدن به فهم صحیح یاری می‌کند. شلایرماخر با انتقال هرمنوتیک از "متن" به "فهم" و با قائل‌بودن به متأثربودن فهم و دریافت ما از شرایط و وضعیت تاریخی، از زمره فیلسوفانی است که به انسان و فهم و تفکّر او، رویکرد تاریخی دارد.