تحلیل ساختاری زیستپذیری بافت فرسوده شهری با رویکرد آیندهپژوهی (مطالعه موردی: بافت فرسوده شهر اهواز)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
3 دانشجوی دکتری گروه جغرافیا برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.22034/grd.2025.22916.1651چکیده
تحلیل ساختاری بهعنوان ابزاری آیندهنگر، امکان شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر زیستپذیری و روابط میان آنها را فراهم میسازد. این روش با آشکارسازی تعاملات میانسیستمی، میتواند درک عمیقتری از ریشههای بحرانهای هویتی، ازخودبیگانگی و سرگشتگی شهری ایجاد کند. در نتیجه، تحلیل ساختاری رویکردی راهبردی برای تدوین سیاستهای بازآفرینی شهری با محوریت بهبود کیفیت زندگی در بافتهای فرسوده به شمار میرود. به همین منظور پژوهش حاضر باهدف تحلیل ساختاری زیستپذیری بافتهای فرسوده شهری شهر اهواز با رویکرد آیندهپژوهی انجام شده است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. دادهها و اطلاعات پژوهش با استفاده از دو روش اسنادی و میدانی گردآوری شده است. تعداد 4 بعد کلی (اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، زیستمحیطی) و 32 متغیر جهت بررسی وضعیت آینده زیستپذیری بافت فرسوده شهری نهایی شدهاند. نتایج این پژوهش با استفاده از تحلیل ساختاری و نرمافزار MICMAC، به شناسایی متغیرهای کلیدی مؤثر بر زیستپذیری بافت فرسوده شهر اهواز انجامید. متغیرهایی مانند نفوذناپذیری معابر، ساختوساز غیرقانونی و کاربریهای ناسازگار به عنوان متغیرهای استراتژیک شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین نقش را در هدایت سیستم ایفا میکنند و تمرکز سیاستگذاری باید بر آنها باشد. همچنین پایداری نسبی سیستم و نبود متغیرهای ریسکی، زمینه را برای مداخلات هدفمند و آیندهنگر فراهم کرده است. بهرهگیری از روشهای ساختاری، مسیر برنامهریزی شهری را به سمت تصمیمگیریهای سیستمی و پیشدستانه هدایت میکند.