ریخت شناسی قصه های ایرانی با تمرکز بر نقش زن و قصه های آذربایجان
نویسندگان
1 دایره المعارف بزرگ اسلامی
2 استادیار بخش تاریخ دانشگاه شیراز رییس کتابخانه ملی شیراز
doi
چکیده
در سال 1920ویلادیمیر پراپ با عرضهی نظریهی ریختشناسی باب جدیدی را به روی قصهپژوهان سراسر جهان گشود. نگاه او به ساختار قصهها امکان مطالعهی آنها را به شیوهای علمی و کاربردی به پژوهشگران میداد. در این شیوه پژوهشگر با مطالعهی ساختار قصه به الگوهای مشخصی دست مییابد که در همهی قصهها یکسان است. این الگوها وجود نظامی سازمانی را نشان میدهد. این نظام از اجزای مشخصی تشکیل میشود که شامل شخصیتهای قصه، نوع ورود ایشان به قصه و کارکردهایشان در طول قصه است. نظام مذکور در همهی قصهها تکرار میشود اما نکتهی قابل توجه در این مورد چگونگی به کارگیری عناصر دنیای واقعی در این قالب و سازمان توسط راویان قصههاست. برای مثال، قهرمان در همهی قصهها وجود دارد، ولی اینکه او چه کسی باشد و چه بکند نشاندهندهی نوع نگاه راوی و جامعهایست که او به آن تعلق دارد. هدف این مقاله ریختشناسی قصههای ایرانی است. قصههای انتخاب شده به عنوان نمونهی آماری این مقاله از قصههای روایت شده در منطقهی آذربایجان است که شامل استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و اردبیل است. این نمونهی آماری شامل صد قصهی غیر تکراری است که به شکل تصادفی انتخاب شدهاست. با بررسی ساختار این قصه و چگونگی پردازش شخصیت زن در قصهها میتوان به الگویی از نقش او در جامعه دست یافت.