دوگانگی میان ملی‌گرایی و جهان‌وطن‌گرایی در مارکسیسم و اتحاد شوروی

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jcep.2023.352019.450115
چکیده

ملت، ملی‌گرایی و جهان‌وطن‌گرایی، بارها مورد توجه پدران مارکسیسم و نخستین رهبران اتحاد شوروی قرار گرفته‌اند. رویکرد آن‌ها به این مفاهیم، همواره یکسان نبوده است و دوگانگی و تناقضی آشکار، در اندیشه و عملشان دیده می‌شود. این دوگانگی در سراسر دوران حکومت شوروی و در همۀ جمهوری‌های آن از جمله جمهوری‌های آسیای مرکزی، بارها و به شکل‌های گوناگون نمود داشته است. این پرسش مطرح است که پدران مارکسیسم و نخستین رهبران شوروی، چه نگرشی نسبت به ملت، ملی‌گرایی و جهان‌وطن‌گرایی داشته‌اند و دلیل دوگانگی و تناقض نظری و عملی آن‌ها به این مفاهیم چه بوده‌ است؟ در پاسخ، این فرضیه طرح می‌شود که دلیل وجود دوگانگی و تناقض در نگرش بانیان مارکسیسم و نخستین رهبران شوروی نسبت به ملت، ملی‌گرایی و جهان‌وطن‌گرایی، کاربرد ابزاریِ ملت و ملی‌گرایی برای دست‌یابی به هدف‌های ایدئولوژیک، مانند جهان‌وطن‌گرایی بوده است. رویکرد پژوهشی این نوشتار، کیفی و مبتنی بر روش کنشِ گفتاری کوئنتین اسکینر است و داده‌های آن از اسناد و منابع کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. یافتۀ این نوشتار این است که هدف اصلی اندیشمندانِ مارکسی متقدم، تحقق آرمان‌های مارکسیسم از جمله جهان‌وطن‌گرایی بوده است. ایشان، ملت و ملی‌گرایی را به ­عنوان ابزار‌هایی در این راه به کار می‌بردند. دورۀ زمانی نوشتار، از سال 1848، زمان انتشار بیانیۀ کمونیستی تا سال 1953 زمان مرگ استالین است. شخصیت‌های مورد بحث، مارکس و انگلس به‌عنوان پدران مارکسیسم و لنین، تروتسکی و استالین به‌عنوان نخستین رهبران اتحاد شوروی هستند.