الگوی تعامل علوم انسانی و اجتماعی با مفهوم توسعه
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده علوم اجتماعی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 دکتری تاریخ، پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/scs.2022.41506.2570چکیده
با پیشرفتهای مادی و فنی عصر صنعتی در قرن هیجدهم میلادی، انسان معاصر برای تبیین موقعیت جدید خود، مفهوم توسعه را شکل داد. این مفهوم ابتدا با دستاوردهای مادی زندگی بشر شناخته میشد و ازاینرو فرایند توسعه توجه چندانی به دستاوردهای علوم انسانی و اجتماعی نداشت. این امر باعث شد الگوهای توسعه در ابتدا وجه کمی بیابد. اما این فرایند در بستر تاریخی دچار تغییر شد، زیرا پیامدهای برنامههای رشدمحور و متکی بر آموزههای مدرنیزاسیون و اثرات مخرب اجتماعی، انسانی و زیستمحیطی آنها نقدهای بسیاری را در پی داشت، بنابراین موج تازهای از بازگشت و توجه عمیقتر بر مولفههای انسانی (علوم انسانی) شکل گرفت. نوشتار حاضر در صدد پاسخ به این پرسش است که چه مولفههایی از علوم انسانی در معنای عام آن در شکلگیری نظریههای متاخر توسعه نقش داشته و این مولفهها چگونه به صورتبندی الگوهای نظری توسعه کمک کردهاند. روش مورد استفاده در این پژوهش روش نظریة مبنایی خواهد بود. به این معنا مولفههای تاثیرگذار علوم انسانی در امر توسعه از طریق کدگذاری باز از میان نظریههای و الگوهای توسعه استخراج و با کدگذاری محوری، مقولهبندی و در نهایت با کدگذاری انتخابی به ارائة مدل نظری ارتباط علوم انسانی و مفهوم توسعه منتهی خواهد شد.