روابط ساختاری سرمایه روان شناختی و امید به زندگی با میانجی­‌گری مولفه‌های کیفیت و رضایت از زندگی میانسالان

نویسندگان

1 استاد گروه روان­شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی، دانشگاه تبریز، ایران.

2 استاد گروه روان­شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی، دانشگاه تبریز، ایران.

3 دانشجوی دکتری روان­شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

4 دانشیار گروه روان­شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان­شناسی، دانشگاه تبریز، ایران.

doi
چکیده

هدف : هدف تحقیق بررسی روابط ساختاری سرمایه روان شناختی با میانجی گری مولفه های کیفیت زندگی و رضایت زندگی بر میزان امید به زندگی میان سالان بود.روش:در این پژوهش با استفاده از روش همبستگی، اعضای نمونه از بین جامعه میان سالان استان آذربایجان غربی (536218=N )، به تعداد 744 نفر میانسال (به طور مساوی از هر دوجنس) با استفاده روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ‌داده‌ها با استفاده از مقیاس‌های اندازه گیری امید به زندگی (LES)، کیفیت زندگی (WHOQOL-BREF)، پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز (PCQ)و رضایت از زندگی(SWLS) جمع آوری شد. برای تحلیل روابط ساختاری از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان داد: متغیر سرمایه روان شناختی با میانجی گری مولفه های کیفیت زندگی ورضایت از زندگی با اثرات کل (اثرات مستقیم و غیر مستقیم) 69/0 توانست 48/0 از کل واریانس (تغییرات) متغیر نهایی امید به زندگی میانسالان را تبیین کند(001/0p<).بطورکلی، تحلیل داده‌ها نشان داد که مدل اندازه‌گیری شده از برازش قابل قبولی برخوردار است .نتیجه گیری : آن جا که سرمایه روان شناختی با میانجی‌گری مولفه‌های کیفیت زندگی و رضایت زندگی تاثیر مثبت و معناداری در تغییرات امید به زندگی میانسالان دارند. براین اساس، هر چه میزان کیفیت زندگی و رضایت از زندگی در اثر متغیر سرمایه روان شناختی افزایش یابد، میزان امید به زندگی میان سالان ارتقاء خواهد یافت.