کاربرد بلاغی تضاد و همآیی آن با دیگر هنرسازهها در غزلیات سعدی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 دانشگاه تهران
doi
10.48308/hlit.2015.102584چکیده
تضاد یکی از پیوندهای معنایی میان کلمات است که هم در حوزة دستور زبان و هم در حوزة بلاغت مورد توجه قرار میگیرد. در غزلیات سعدی، این پیوند معنایی تقریباً در پنجاه درصد ابیات حضور دارد. کاربرد تضاد از سادهترین شکل آن یعنی آوردن واژگان متضاد شروع میشود تا تضاد در ساختار نحوی که انواع مختلف و پیچیدهای دارد. آنچه سبب تمایز کاربرد این هنرسازه در غزلیات سعدی میشود این است که تضاد غالبا تنها هنرسازه یا آرایة بیت نیست؛ ترکیب این آرایه با دیگر عناصر زبانی و سازههای نحوی است که آن را از ابزاری کهنه و دستفرسود به هنرسازهای زنده و محرک تبدیل میکند و بر تأثیر و زیبایی سخن سعدی میافزاید. وجوه جملات، واو عطف، تکرارها و تقارنهای نحوی، جابهجایی شرط و جواب شرط از عناصر زبانی هستند که با هنرسازة تضاد همراه شده و باعث میشوند که سعدی از این صنعت ساده ابیاتی شگفت بیافریند. در برخی ابیات نیز همراهی آرایة طباق و ساختار نحوی جملات تغییر جهت و تضاد معنایی دو مصراع را به دنبال دارد و این خلاف انتظار، خواننده را مسحور میکند؛ این ساختار بدیعی- نحوی خاص سعدی است و پیش از وی سابقه ندارد.