گونهشناسی روابط اسرائیل و جمهوری آذربایجان: روابط راهبردی یا تاکتیکی
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی
2 دکتری روابط بینالملل، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jcep.2023.347626.450096چکیده
بعد از فروپاشی اتحاد شوروی، اسرائیل در قالب آیین پیرامونی و با هدف خروج از انزوای منطقهای و بینالمللی خود تلاش کرده است روابطش را در سطحهای مختلف با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی گسترش دهد. در این ارتباط در گسترش روابط با کشورهای قزاقستان و جمهوری آذربایجان موفق بوده است. بهنظر میرسد بعد از جنگ دوم قرهباغ که پیامدهای متعددی در سطحهای مختلف دوجانبه، منطقهای و کلان در قفقاز جنوبی داشته است، این روابط بیشتر از گذشته شده است. این پرسش مطرح است که گونهشناسی روابط جمهوری آذربایجان و اسرائیل بر چه اساسی شکل گرفته است؟ برای فهم اندازه و عمق روابط اسرائیل با جمهوری آذربایجان، شاخصهای مهم روابط راهبردی در ارتباط با محورهای مهم همکاریهای بین دو بازیگر در حوزههای مختلف تطبیق داده شده است. در پاسخ این فرضیه طرح میشود که همکاریهای تاکتیکی در مقایسه با مفهوم همکاری راهبردی، قدرت تبیینکنندگی بیشتری برای گونهشناسی روابط دو بازیگر دارد. یافتههای این نوشتار نشان میدهد همکاری دو بازیگر بیشتر شاخصهای روابط راهبردی مانند شاخص بیهمتایی روابط، عمق، هدفهای راهبردی همگرا، نهادمندی، تعریف دقیق از مفاهیم دشمن، تهدید و رقیب، به استثنای وجود جو دوستانه در روابط دوجانبه و تا حدودی همکاریهای بلندمدت و طولانی را ندارد؛ بنابراین ماهیت روابط دو بازیگر را نمیتوان براساس مفهوم رابطۀ راهبردی تبیین کرد. هرچند روند فزایندۀ روابط در سالهای آینده میتواند همپوشانی منافع مشترک دو بازیگر را از گذشته بیشتر کند. روش استفادهشده در این نوشتار، کیفی و بهصورت دقیق بر مبنای مدلسازی ساختاری-تفسیری است.