تحلیل چندجانبهگرایی تجارت ایران برای استفادۀ بهینه از موقعیت ژئوپلیتیک سازمان همکاری شانگهای
نویسندگان
1 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان
2 کارشناسارشد، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان
doi
10.22059/jcep.2022.338994.450061چکیده
در این نوشتار در جهت پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای و با توجه به اهمیت توسعۀ تجارت آن با کشورهای عضو این سازمان، چندجانبهگرایی تجارت ایران با دیگر اعضای سازمان همکاری شانگهای برای استفادۀ بهینه از موقعیت ژئوپلیتیک این سازمان در سالهای 2017 تا 2020 را بررسی میکنیم. بررسیها را با استفاده از شاخصهای درجۀ تشابه صادراتی فینگر و کرینین و شاخص کسینوس و همچنین مدل پانل دیتا با آثار تصادفی انجام میدهیم. نتایج نشان میدهد که ضریب متغیر فاصله، جمعیت و تولید ناخالص داخلی در هر دو الگو بیمعنی برآورد شده است. با توجه به نتایج بهدستآمده از برآورد الگوها و همچنین آمارهای دنیای واقعی که هر دو استفادهنکردن از فرصت پیوستن به گروه شانگهای و بهرهبرداری بهینه از موقعیت ژئوپلیتیک آن را نشان میدهد، این پیشنهادهای سیاستی را توصیه میکنیم: در نقشۀ تجارت ایران، بازنگری اساسی انجام شود و سبد تجاری ایران بر اساس مزایای نزدیکی، جمعیت و رشد اقتصادی کشورها هدفگذاری و ریلگذاری شود تا از عضویت در گروه شانگهای برای توسعۀ تجارت ایران بهینهترین استفاده شود. ایران باید هرچه زودتر برای تکمیل و استفادۀ مطلوب از راهگذر جنوب به شمال همت کند، زیرا بخش عمدهای از موقعیت ژئوپلیتیک تجارت با سه کشور چین، هند و پاکستان میتواند با تکمیل این طرح گسترش یابد و بهویژه تکمیل طرح بندر چابهار میتواند در این مسیر بسیار راهگشا باشد. ایران باید با همۀ توانش در راستای قرارگرفتن و استفادۀ بهینه در راستای تحقق هدفهای جادۀ ابریشم جدید یعنی راهگذر اتصالی یک کمربند، یک راه قدم بردارد، زیرا این طرح، مهمترین فراطرح ژئوپلیتیک تجاری در شرایط کنونی است.