بررسی چرایی گرایش جمهوری اسلامی ایران به روسیه بر اساس راهبردهای موازنهسازی و دنبالهروی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه یزد
doi
10.22059/jcep.2023.347341.450093چکیده
چگونگی تعامل با روسیه بهعنوان یکی از قدرتهای بزرگ و تأثیرگذار نظام بینالملل همیشه یکی از موضوعهای مهم سیاست خارجی ایران از بعد از انقلاب بوده است. به موازات تبدیلشدن غرب و بهویژه آمریکا به «دیگریِ» غیرقابل اعتماد در سیاست خارجی ایران، گرایش این کشور به روسیه، بهعنوان «دیگریِ» قابل اعتماد بیشتر شده است. هدف اصلی در این پژوهش بررسی چرایی چنین گرایشی از دیدگاه نظری است. پرسش اصلی این نوشتار این است که کدام یک از نظریههای اتحاد و ائتلاف در ادبیات روابط بینالملل، قدرت تبیینی مناسبتری برای بررسی گرایش جمهوری اسلامی ایران به روسیه دارند؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح میشود که از میان روایتهای مختلف نظری اتحاد و ائتلاف دولتها با یکدیگر، روایتهای نظری نوواقعگرایانه از جمله نظریۀ «موازنۀ تهدید» یا «سیاست دنبالهروی»، تحلیل دقیقتری از چشمانداز روابط دو کشور ارائه میدهند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که در هر یک از این دو روایت نظری «علل، انگیزه و نتایج» سیاست گرایش ایران به دولت روسیه بهطور کامل متفاوت از یکدیگر در نظر گرفته میشود. از سویی، در روایت نظری «سیاست دنبالهروی» باید روایت والتی و شویلری را جدا کرد و روایت شویلر را روایت مناسبی برای تببین سیاست ایران به روسیه در نظر گرفت. این پژوهش از نظر روش، مبتنی بر بررسی موردی در یک چارچوب نظری (سازگاری نظریه با مورد) بهعنوان یکی از روشهای پژوهش کیفی است. روش گردآوری اطلاعات نیز به شیوۀ کتابخانهای، مطالعۀ اسنادی و استفاده از منابع مجازی است.