عوامل مؤثر بر سیاست دولت روسیه در برابر جریانهای اسلامی روسی
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی و روابط بینالملل، گروه سیاست منطقهای و جهانی، دانشکدۀ اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، گروه سیاست منطقهای و جهانی، دانشکدۀ اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jcep.2022.339009.450062چکیده
موضوع این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر سیاست دولت روسیه در برابر جریانهای اسلامی روسی بهعنوان گروهی از اقلیتهای با اهمیت در این کشور در سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۱ است. در این نوشتار بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که چرا سیاست دولت روسیه در برابر جریانهای اسلامی در این کشور میان کنترل، تقابل و تعامل در نوسان بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که سیاست دولت مرکزی روسیه در قبال جریانهای اسلامی بهدلیل برخی عوامل داخلی مانند ماهیت نظام سیاسی اقتدارگرای هیبریدی و برخی عوامل خارجی مانند تحولات جهان اسلام از جمله برآمدن طالبان، القاعده و داعش و تأثیرهای امنیتی آن بر کشورهایی مانند روسیه که جمعیت قابل توجه مسلمان دارند، بیشتر بهشکل کنترل، تقابل و تعامل در نوسان بوده است. روش این پژوهش در زمرۀ پژوهشهای کیفی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است و بهعنوان پژوهشی نظریۀ آزما با استفاده از مدل و نظریه، توصیف را انجام میدهیم و از مدل چندفرهنگگرایی ابزاری در رژیمهای اقتدارگرای هیبریدی برای انجام تحلیل استفاده میکنیم. یافتههای پژوهش نشان میدهد که سیاستهای دولت نسبت به جریانهای اسلامی هم از ابعاد و زوایای داخلی و هم از جنبههای بیرونی قابل توجه است. همچنین دولت در برابر جریانهای اسلامی مختلف از سیاست واحدی پیروی نمیکند و سیاستهایی مبتنی بر تعامل و تساهل در جهت سیاستهای تعاملی دولت و آنچه بهعنوان حق خودگردانی از آن یاد میشود همچنین سیاستهای کنترلی یا تقابلی اجرا میشود.