شخصیت‏ پردازی در داستان کوتاه «گرگ» از هوشنگ گلشیری

نویسندگان

1 دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشگاه سیستان و بلوچستان

doi
چکیده

مفهوم شخصیت در آثار ادبی، مانند سایر پدیده‏های دنیای هنر، در گذر زمان و با عبور از پیچ و خم‌های زندگی بشر، همواره دست‌خوش تغییر و تحول بوده است، آن چنان که به اقتضای شرایط اجتماعی و پیشرفت علمی و معنوی بشر، مفهوم آن در آثار ادبی از حالت ابتدایی خود، رفته رفته به سطحی پیچیده‏تر و پیشرفته‏تر ارتقا یافته است. با شروع جریان «رمان نو» که تمایل نویسندگان به سمت مسائل ذهنی و روانی قهرمانان داستان­ها معطوف شد، عنصر شخصیت و چگونگی پردازش آن، بیش از پیش مورد توجه نویسندگان قرار گرفت. در ایران نیز در پی آشنایی داستان‌نویسان با آثار منتشر شده نویسندگان غربی، گرایش­ها به سوی جریان نگارش رمان­های روان­شناسانه افزایش یافت. یکی از نویسندگانی که در این زمینه گام نهاد، «هوشنگ گلشیری» است که به امکانات تازه­ای در داستان­نویسی پی برد و تغییری اساسی در مشی ادبی خود داد. و در ردیف نویسندگان داستان نو قرار گرفت که داستان­هایش بیشتر بر مکاشفه­ی شخصیت دور می­زند. این مقاله، به شیوه‌ی توصیف و تحلیل شخصیت به بررسی این عنصر روساختی در داستان کوتاه «گرگ» از هوشنگ گلشیری خواهد پرداخت