واکاوی تطبیقی جایگاه چین در رویکرد نگاه به شرق در سیاست خارجی احمدی نژاد و روحانی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مطالعات منطقهای، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 دکتری مطالعات منطقهای، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2022.338889.450060چکیده
نگاه به شرق، برآمده از نقش متغیر تصمیمسازان داخلی متأثر از ساختار نظام بینالملل در سیاستخارجی ایران است. با پیروزی احمدینژاد، نیاز به تجدیدنظر در اولویتبندی سیاستخارجی احساس شد و در نشستهای علمی و اجرایی بحث «نگاه به شرق» تقویت شد. تبیین میشد که از ظرفیتهای موجود در سیاستخارجی بهخوبی استفاده نشده و حرکت بهسوی شرق و ایجاد اتحاد راهبردی با چین یکی از ظرفیتهایی است که به تقویت جایگاه ایران منجر میشود. در این دوره، تلاش شد جایگاه چین ارتقا یابد. با پیروزی روحانی در انتخابات ریاستجمهوری، تلاش شد در قالب مذاکرات هستهای با آمریکا دوباره، تعامل با غرب همانند دوران اصلاحات و سازندگی در اولویت قرار بگیرد. اما از نیمۀ دولت روحانی، بهویژه پس از خروج آمریکا از برجام و کاربست سیاست فشار حداکثری، بار دیگر تجدیدنظرهایی در سیاستخارجی ایجاد شد و اولویت به روابط فعالانه با چین مورد توجه قرار گرفت. در این نوشتار با روش مقایسهای بهدنبال پاسخ به این پرسش هستیم که کدام مؤلفۀ تصمیمسازان داخلی و ساختار نظام بینالملل، در جایگاه چین در این دو دوره برای ایران مؤثر بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش از چارچوب نظری واقعگرایی نوکلاسیک و روش مقایسهای استفاده کردیم. یافتهها نشان میدهد روابط ایران با چین در هر دو دوره بهشدت متأثر از ساختار نظام بینالملل بوده است و دردورۀ روحانی بیش از دورۀ احمدینژاد، جایگاه چین در نگاه به شرق برجسته شده است. همین ساختار، نگرش تصمیمسازان داخلی را به چین معطوف کرده است.