تحول سازوکارهای تنظیم‌کننده روابط اتحادیه اروپا با کشورهای قفقاز جنوبی

نویسندگان

1 استادیار، گروه مطالعات منطقه‌ای، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jcep.2022.299331.449908
چکیده

جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک منطقۀ قفقاز جنوبی، وجود منابع انرژی نفت‌وگاز، در مسیر حمل‌ونقل بودن منطقه از نظر ارتباط‌دادن شمال‌جنوب و شرق‌‌غرب و نیز منازعه‌های حل‌نشده در این منطقه موجب توجه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی به منطقۀ قفقاز جنوبی شد. اتحادیۀ اروپا در دوران بعد از جنگ سرد می‌خواست نقش خود به‌عنوان بازیگر بین‌المللی را تثبیت کند. همچنین در چارچوب گسترش اعضا، مرزهایش به قفقاز جنوبی نزدیک شده بود. به‌تدریج روابط با کشورهای قفقاز جنوبی را در پیش گرفت و سازوکارهای تنظیم‌کنندۀ این روابط را در ساختار نهادی و تصمیم‌گیری خود تدوین کرد. در این نوشتار به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که اتحادیۀ اروپا در تنظیم روابط خود با کشورهای قفقاز جنوبی از چه سازوکارهای تنظیم‌کنندۀ روابط استفاده کرده و این سازوکارها چگونه دچار تحول شده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می‌شود که اتحادیۀ اروپا روابط خود با کشورهای قفقاز را بر مبنای الزام‌های قدرت هنجاری تنظیم و به ‌موازات آن سازوکارهای تنظیم‌کنندۀ دوجانبه و چندجانبه را طراحی و اجرا کرده است. براساس روش کیفی در چارچوب نظریۀ قدرت هنجاری موضوع را بررسی می‌کنیم.یافته‌های این نوشتار نشان می‌دهد که سازوکارهای تنظیم‌کنندۀ روابط اتحادیۀ اروپا و کشورهای قفقاز جنوبی در تأثیر پیچیدگی‌های روابط منطقه‌ای و راهبردهای متفاوت کشورهای این منطقه برای روابط با اتحادیۀ اروپا در پرتو واقعیت‌های عینی و منافع و خواسته‌های مختلف کشورهای قفقاز جنوبی به‌تدریج از چندجانبه‌گرایی کل‌گرایانۀ فراگیر مبتنی بر رویکرد هنجاری به‌سوی دوجانبه‌گرایی متمایز مبتنی بر واقع‌گرایی پیش رفته است.