روند قدرتمندی جهانی چین و سیاست موازنه ای روسیه

نویسندگان

1 دانشیار گروه مطالعات روسیه، دانشکدۀ مطالعات جهان، دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد مطالعات روسیه، دانشکدۀ مطالعات جهان، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jcep.2022.323814.450004
چکیده

روند تدریجی خیزش چین واقعیتی مهم در دهه‌های نخستین قرن بیست‌ویکم بوده و امکان جابه‌جایی قدرت را در آینده مطرح کرده است. به‌طبع پیامدهای ‌بین‌المللی، منطقه‌‌ای و ملی مهمی برای دیگر قدرت‌های بزرگ و نیز روسیه داشته است و واکنش آن‌ها را به‌دنبال خواهد داشت. ‌‌به‌ویژه مسئلۀ واکنش روسیه با توجه به همسایگی با این کشور اهمیت بیشتری دارد. از این‌رو این پرسش‌ها مطرح می‌شود که الگوی رفتاری روسیه در قبال روند قدرتمندی چین چگونه تبیین‌پذیر است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که روسیه بیشتر به‌دنبال یک سیاست خارجی موازنه‌‌ای دو سویه با چین و غرب در یک نظام ‌بین‌المللی چندقطبی است، اما به‌دلیل رقابت ژئواستراتژیک با غرب، سپر موشکی و گسترش ناتو در محیط منطقه‌‌ای ‌‌به‌ویژه در مسئلۀ اوکراین، ناگزیر به هم‌سویی با چین و ایجاد یک موازنۀ تدریجی جایگزین برآمده است. برای بررسی این ایده با روش تحلیل محتوای کیفی، داده‌ها و اسناد موجود و دیدگاه‌های صاحب‌نظران و با بهره‌گیری از نظریۀ جابه‌جایی قدرت، ‌‌مسئلۀ روند قدرتمندی چین، پیامدها برای روسیه و الگوی رفتاری آن را تحلیل می‌کنیم. دستاورد اصلی این نوشتار این است که وضعیت آیندۀ سیاست ‌بین‌المللی، آثار آن برای قدرت‌های بزرگ و نیز محیط منطقه‌‌ای ایران و ‌‌به‌ویژه منطق رفتار قدرت‌های شرقی و چشم‌انداز آیندۀ سیاست شرق‌گرای دولت جدید را ‌‌به‌شکل روشن‌تری به ما نشان می‌دهد