جایگاه قفقاز جنوبی در منطقه گرایی سیاست خارجی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بینالملل، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس
2 پژوهشگر مرکز مطالعات کاربردی ترکیه و موسسه امور بینالمللی و امنیت برلین
doi
10.22059/jcep.2022.345811.450084چکیده
جنگ دوم قرهباغ با تغییر موازنۀ قدرت منطقهای، محیط راهبردی و چشمانداز ترتیبات ژئوپلیتیکی، قفقاز جنوبی را متحول کرده است. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، سیاست ایران همواره مبتنی بر پیشگیری از جنگ فراگیر و حفظ وضع موجودِ مناقشههای منطقه، بهویژه بحران قرهباغ بوده است. اما تهران هرگز ابتکاری برای برونرفت از بنبستهای ژئوپلیتیکی درگیری و توسعۀ همگرایی اقتصادی در قفقاز جنوبی مطرح نکرده است. بهدنبال واپسین جنگ قرهباغ و تغییر محسوس موازنۀ نظامی بهسود جمهوری آذربایجان، واقعیتهای ژئوپلیتیکی نوپدید، ایران را بهسوی بازتنظیم سیاست خارجی خود در قفقاز جنوبی و خروج از سیاست بیطرفی سنتی خود پیش برده است. با وجود این، بهنظر میرسد سیاست خارجی ایران، چشمانداز راهبردی نسبت به منطقهگرایی فعال در قفقاز جنوبی ندارد. در این نوشتار بهدنبال پاسخ به چرایی نبود منطقهگرایی سیاست خارجی ایران در قفقاز جنوبی هستیم. با بهرهبردن از روش تحلیل ترکیبی (قیاسیاستقرایی) و چارچوب نظری منطقهگرایی، فرضیۀ اصلی را بر اساس دو دسته مؤلفۀ رویکردهای کلان سیاست خارجی ایران و پویاییهای سیاست داخلی و پویشهای بینالمللی و منطقهای ارائه میکنیم. در مؤلفههای دسته اول، دیدگاههای نبود امکان همگرایی با کشورهای منطقه، نبود سیاست همسایگی و تنهایی راهبردی در منطقه بهدلیل ماهیت متفاوت ساخت قدرت و هویت ایران برجسته میشود. در پویشهای محیطی نیز بر فشارهای نظام بینالملل علیه ایران، اولویت پیشرانهای امنیتیهویتی خاورمیانۀ عربی در سیاست منطقهای و همچنین تأثیرپذیربودن روابط همسایگی ایران از سطح تنش با ایالات متحد آمریکا تأکید میشود.