الگوی ساختاری رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه و الگوهای ارتباطی خانواده با اضطراب آزمون در نوجوانان کنکوری: نقش واسطهگری کمالگرایی
نویسندگان
1 گروه روان شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
2 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
3 گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22034/emes.2025.2054900.2632چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر، پیشبینی اضطراب آزمون در نوجوانان کنکوری بر اساس طرحوارههای ناسازگار اولیه، الگوهای ارتباطی خانواده با نقش میانجیگری کمالگرایی در طرح مدل علی به روش معادلات ساختاری بود. روش: نمونه آماری پژوهش شامل 316 نفر از دانشآموزان پایه دوازدهم شهرستان نطنز با قصد شرکت در کنکور بود که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای طرحوارههای ناسازگار اولیه (یانگ، ۱۹۹۸)، الگوهای ارتباطی خانواده (کوئرنر و فیتزپاتریک، ۲۰۰۴)، کمالگرایی (فراست و همکاران، ۱۹۹۰) و اضطراب امتحان (ابوالقاسمی و همکاران، ۱۳۷۵) بود.یافتهها: نتایج نشان داد مؤلفههای طرحوارههای ناسازگار اولیه (محدودیتهای مختل، دیگرجهتمندی، بریدگی و طرد، گوشبهزنگی بیش از حد و عملکرد مختل) تأثیر مستقیم و مثبت و مؤلفههای الگوهای ارتباطی خانواده (گفتوشنود و همنوایی) تاثیر مستقیم و منفی بر اضطراب آزمون نوجوانان کنکوری دارند. همچنین یافتههای پژوهش نشان داد که طرحوارههای ناسازگار اولیه میتوانند با افزایش کمالگرایی منفی در دانشآموزان، اضطراب آزمون آنها را افزایش دهند؛ به عبارت دیگر، کمالگرایی منفی بهطور معنیداری ارتباط بین طرحوارههای ناسازگار اولیه و اضطراب آزمون را میانجیگری میکرد، ولی این میانجیگری در رابطه بین الگوهایی ارتباطی خانواده و اضطراب آزمون، معنیدار نبود. نتیجهگیری: در مجموع نتایج پژوهش نشان میدهد که طرحوارههای ناسازگار اولیه، نوع ارتباط نوجوانان با خانواده و شکلگیری کمالگرایی منفی میتواند نقش مهمی در افزایش اضطراب آزمون دانشآموزان کنکوری داشته باشد که این موضوع نقش خانواده را در کنترل اضطراب آزمون برجسته میکند. آگاهسازی والدین، اصلاح الگوی ارتباطی خانواده و توجه به طرحوارههای ناسازگار اولیه در محیط خانواده میتواند نقش مؤثری در کاهش اضطراب آزمون در نوجوانان کنکوری داشته باشد.