نقش اعتبارات خرد طرح‌های اشتغال‌زایی بنیاد برکت در رفاه اجتماعی روستاییان استان یزد با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری

نویسندگان

1 دانشیار اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، مازندران، ایران

2 استادیار جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، بابلسر، مازندران، ایران

4 دانشیار اقتصاد، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، مازندران، ایران

doi
10.22034/grd.2022.2757
چکیده

در این پژوهش برای بررسی اثرات اعتبارات خرد بر رفاه اجتماعی در مناطق روستایی یزد از مدلسازی معادلات ساختاری و روش توصیفی – تحلیلی و به لحاظ ماهوی کاربردی استفاده شده است. براین اساس، با استفاده از روش دلفی و تلفیقی شاخص لگاتوم بومی‌سازی شد و در قالب 5 شاخص و 30 گویه دسته‌بندی گردید. سپس روایی پرسشنامه توسط نخبگان و متخصصین و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ تائید شد. جامعه پژوهش شامل متقاضیان استفاده از اعتبارات خرد روستایی در سه شهرستان مهریز، ابرکوه و بهاباد است که از این متقاضیان تعداد 138 نفر به عنوان حجم نمونه براساس روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. بررسی گویه ها نشان می‌دهد گویه میزان افزایش اشتغال در روستا با میانگین 18/4 توانسته است بنیاد برکت را به هدف خود یعنی رضایت از اشتغال‌زایی در مناطق روستایی برساند. همچنین نتایج گویه‎های سلامت حکایت از آن دارد که اشتغال‌زایی برای متقاضیان سلامت روحی بالایی را به ارمغان آورده و در کنار کاهش میزان افسردگی، امید به زندگی را در آنها افزایش داده است. علاوه بر این، اشتغال‌زایی منجر به افزایش آزادی بیشتر زنان و کاهش سختگیری به آنان شده است. نتایج پژوهش حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری حاکی از آن است که برازش مدل به صورت خوب بوده است و کیفیت اقتصادی با بار عاملی 89/0 و سرمایه اجتماعی با بار عاملی 88/0 بیشترین مؤلفه را در تبیین رفاه اجتماعی را بر عهده داشته‌اند. همچنین بر اساس آزمون t، اثرسنجی اعتبارات خرد بر روی هر یک از مؤلفه‌های رفاه اجتماعی مورد تائید قرار گرفت.