هویت ملی روسیه در دوران پساشوروی؛ تغییر یا تداوم هویتی
نویسندگان
1 استادیار، گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشجوی دکتری، گروه روابط بین الملل، دانشکده علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22059/jcep.2022.331352.450032چکیده
فدراسیون روسیه با فروپاشی اتحاد شوروی شکل گرفت، اما دولتی قدیمی محسوب میشود که برخلاف تغییر مکرر نامش، از دیدگاه هویتی توانسته است در سه دورۀ اصلی تاریخ، تزارها، شوروی و پساشوری (روسیۀ مدرن) ویژگیهای اصلی هویتی خود را حفظ کند. به بیانی، ورود روسیه از دورهای به دورۀ دیگر که نخست با انقلاب 1917 و سپس با فروپاشی همراه بود، سبب شد در ساختار و فرهنگ سیاسی دولت تغییر ایجاد شود، اما شاخصهای اصلی هویت روسی دچار تغییر نشده است؛ زیرا تعریف هویت روسی بر اساس شاخص ملی (اقتدارطلبی) و بینالمللی (قدرت بزرگ) از عصر تزارها تا استالین و پوتین در عصر مدرن تداوم دارد. نمادهای عینی این شاخصها در دورۀ پساشوروی آشکار است که از نظر بیشتر نویسندگان، روسیه در اوج سرگشتگی هویتی و در تلاش برای یافتن هویتی مستقل بهسر میبرد. با توجه به آنچه گفتیم، این پرسش مطرح میشود که چگونه فروپاشی اتحاد شوروی بر ادراک رهبران و مردم روسیه در مورد هویت ملی اثر گذاشت؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که فروپاشی اتحاد شوروی مرزها و وابستگیهای شوروی را دچار تغییر و فروپاشی کرد، اما ادراک مردم و رهبران از مفهوم هویت ملی بر اساس اقتدارطلبی و قدرت بزرگ از دورههای پیشین تداوم یافته و دچار تغییر نشده است. در این نوشتار تبیین و تحلیل موضوع را با استفاده از رویکرد تفسیری روش تاریخی- تطبیقی و آزمون فرضیه را در چارچوب نظریۀ سازهانگاری با تأکید بر مؤلفۀ هویت انجام میدهیم.