مؤلفه‌های سیاسی تأثیرگذار بر روابط ایران و تاجیکستان (2010-2020)؛ بسترهای گذار از واگرایی به ثبات در همگرایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان

2 استاد، گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان

doi
10.22059/jcep.2022.320801.449993
چکیده

سیاست خارجی کشورها برای گذار از مرحلۀ تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری به حوزۀ کاربست تصمیم‌ها، متأثر از مؤلفه‌های سیاسی مختلفی است که متناسب با منابع سیاست خارجی و براساس بازخوردهای کاربست تصمیم‌ها شکل گرفته باشد. با اتکا به این اصل، روابط ایران و تاجیکستان در سال‌های اخیر متأثر از مؤلفه‌های سیاسی گوناگون پس از یک دورۀ نقش‌آفرینی فعال، وارد یک دورۀ رکود و انفعال در سال‌های 2010 تا 2020 شد. در دورۀ نخست، ایران فرایند فعال از ابزارسازی راهبردی را در قالب مؤلفه‌های سیاسی و در دورۀ دوم بر‌عکس، فرایندی از توقف استفاده از مؤلفه‌های سیاسی و خنثی‌سازی ابزارهای سیاست خارجی در تاجیکستان را گذرانده است. در این نوشتار در پی پاسخ این پرسش هستیم که با وجود آغاز روند احیای روابط از سال 2019، گذار روابط دو کشور از واگرایی به ایجاد یک ثبات در روابط همگرایانه، از دیدگاه مؤلفه‌های سیاسی همچون ابزارهای سیاست خارجی چگونه است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می‌شود که روند احیای مؤلفه‌های سیاسی در قالب ابزارهای سیاست خارجی به ترتیب از اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ارائۀ چارچوبی امنیتی‌- سیاسی برای حل‌و‌فصل مسئلۀ حزب نهضت اسلامی تحقق می‌یابد که می‌تواند ضمن گذار از واگرایی، ثبات در همگرایی را به ارمغان آورد. در این نوشتار می‌کوشیم به روش کیفی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای الگویی تحلیلی برای این دورۀ گذار ارائه دهیم.