تحلیل سازه‌انگارانۀ چرخش در سیاست خارجی ایران در برابر بحران قره‌باغ (2020)

نویسندگان

1 دانشیار، روابط بین الملل، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 استادیار، علوم سیاسی، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 دانشجوی کارشناسی ارشد، علوم سیاسی، دانشکده حقوق و الهیات، دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22059/jcep.2022.318774.449983
چکیده

منطقۀ خودمختار قره‌باغ از ابتدای تشکیل جمهوری آذربایجان و ارمنستان مورد ادعای دو کشور بوده و سبب ایجاد بحران در روابط دو کشور شده است. اوایل دهۀ 1990 جنگ‌هایی بین دو کشور در گرفت و پس از برقراری آتش‌بس با میانجیگری روسیه در سال 1994 منطقه به کنترل ارمنستان درآمد. سیاست اولیۀ ایران در برابر بحران، بی‌طرفی بود، هرچند تمایل بیشتری به ارمنستان داشت و از این کشور حمایت نسبی کرد. اما پس از نقض آتش‌بس توسط جمهوری آذربایجان در سپتامبر 2020، دورۀ جدیدی از درگیری بین دو کشور شکل گرفت و بحران از سرگرفته شد. در بحران اخیر، جمهوری اسلامی ایران آشکارا از دولت آذربایجان حمایت و بر حق جمهوری آذربایجان بر قره‌باغ تأکید می‌کند. پرسش اصلی این است که چرخش در سیاست خارجی ایران در برابر بحران قره‌باغ را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ در این نوشتار با استفاده از روش تحلیل کیفی و بر مبنای چارچوب نظری سازه‌انگارانه عوامل مؤثر در تغییر و چرخش در سیاست ایران در برابر بحران قره‌باغ و به تعبیری عوامل واگرایی و همگرایی در روابط دو کشور را بررسی می‌کنیم. یافته‌های نوشتار نشان می‌دهد سیاست خارجی ایران در تأثیر عواملی همچون ایدئولوژی اسلامی‌شیعی، حمایت‌های داخلی آذری‌های ایران از جمهوری آذربایجان در برابر بحران قره‌باغ، کاهش سیاست‌های قومیتی و پان آذری آذربایجان و گرایش‌های واقع‌گرایانه و شرق‌گرایانه در سیاست خارجی جمهوری آذربایجان و همچنین سیاست غرب‌گرایانۀ دولت ارمنستان، دچار تغییر شده است.