ویژگی متغیرهای تکلیف در مسائل طراحی شده از سوی معلمان و دانشجو معلمان در حوزه نسبت و تناسب
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری آموزش ریاضی، دانشکده علوم پایه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی. تهران. ایران
2 استادیار پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، وابسته به سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی. تهران، ایران
doi
10.22034/emes.2025.2040695.2590چکیده
هدف: این پژوهش به بررسی رفتار طرح مساله معلمان و دانشجومعلمان، در حوزه نسبت و تناسب، پرداخته است. این امر با تمرکز بر سه متغیر تکلیف مرتبط با مسائل این حوزه شامل نوع مساله، ساختار عددی و زمینه معنایی انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش کمّی از نوع توصیفی بوده است. نمونه آماری شامل 75 معلم دبستان، 37 معلم ریاضی متوسطه اول از سه منطقه آموزشی شهر تهران و 68 دانشجومعلم ( 27 نفر آموزش ابتدایی و 41 نفر آموزش ریاضی) از سه پردیس فرهنگیان این شهر بودند. اجرای پژوهش شامل درخواست از شرکتکنندگان برای طراحی 5 مساله مکتوب درباره محتوای نسبت و تناسب، در پایه مورد تدریس بود. یافتهها: فراوانی مسائل تناسبی طرح شده نوع «مقدار مجهول»، بیش از سایر انواع مسائل تناسبی بود؛بهطور میانگین هر شرکتکننده، از هریک از سه گروه مستقل، بیش از سه فرصت را به طرح مساله تناسبی نوع مقدار مجهول اختصاص داد. میزان استفاده ساختار عددی با ماهیت «مضارب دروننسبتی صحیح»، در بین افراد هر سه گروه، کمتر از سایر ساختارهای عددی بود. در خصوص زمینه معنایی مسائل طرح شده، بیش از نیمی از مشارکتکنندگان گونه معنایی «اندازههای خوب قطعهبندی شده» را بهکار نگرفتند. گونه معنایی «انبساط و انقباضها» در بین مسائل طرح شده توسط معلمان در حال خدمت مشاهده نشد. نتیجهگیری: شایسته است در بستر برنامههای توسعه حرفهای معلمان و نیز به واسطه طرح آموزشی مدون برای دانشجومعلمان، ابعاد و علل شناختی استفاده از انواع مسائل تناسبی، بهرهبرداری بهجا از ساختارهای عددی و بهرهگیری متوازن از گونههای معنایی به منظور توسعه کاربردی این استدلال تبیین و گسترش یابد.