چرخش در سیاست خارجی افغانستان در دورۀ اشرفغنی: رویکردی ادراکی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه روابط بینالملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
2 دکتری روابط بینالملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2021.318519.449982چکیده
«تصمیمهای دور از انتظار» در دوران ریاستجمهوری اشرفغنی در افغانستان از ویژگیهای سیاست خارجی او به حساب میآید. یکی از این تصمیمها نقض اصل بیطرفی از سوی اشرفغنی بود که پیش از این همواره در نقش یک اصل در سیاست خارجی افغانستان عمل میکرده است و کنارگذاشتن آن چرخشی بنیادی براورد میشود. در این مقاله با طرح این پرسش که چرا اشرفغنی رویکرد بیطرفی را از سیاست خارجی افغانستان کنار گذاشت؟ میخواهیم نشان دهیم این تصمیم بنابر تأثیر ادراکهای ویژۀ اشرفغنی از سیاست خارجی مطلوب برای افغانستان و درک او از واقعیتهای بیرونی گرفته شد. در این چارچوب، از نظریۀ نقشۀ ادراکی بهعنوان یکی از رویکردهای ادراکی در تبیین سیاست خارجی بهره میگیریم. همچنین با اتکا بر روش تحلیل محتوای کیفی، متنهایی را که بازتاب ادراکهای غنی محسوب میشوند، واکاوی میکنیم تا چگونگی رسیدن غنی به این تصمیم را تبیین کنیم. مهمترین یافتۀ پژوهش این است که براساس نگرش اقتصادی و عملگرای اشرفغنی و در ادراکهای ویژۀ او، هدف نهایی حکومت یعنی ایجاد صلح و تأمین امنیت برای افغانستان، از مسیر رشد اقتصادی، جلب سرمایههای خارجی و ایجاد وابستگی متقابل دوجانبه و چندجانبۀ منطقهای و فرامنطقهای میگذرد. بر همین اساس او تصمیم به نقض بیطرفی گرفت.