واکاوی کیفی تجارب زنان از راه اندازی کسب‌وکارهای خانوادگی کوچک (مورد مطالعه: شهر اصفهان)

نویسندگان

1 گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jed.2026.403062.654587
چکیده

هدف: هدف از پژوهش حاضر واکاوی تجارب زنان از راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانوادگی کوچک است. علیرغم تأکید فزاینده بر کسب‌وکارهای خانوادگی و گسترش روزافزون آن‌ها در سطح جهان و حتی افزایش پژوهش‌های ایرانی در رابطه با این نوع کسب‌وکارها، مطالعات ناچیزی در مورد جنبه‌های مختلف تجارب زنان (شامل انگیزه‌ها، چالش‌ها و فرصت‌ها، و دلالت‌ها) از راه‌اندازی این نوع کسب‌وکارها وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر پر کردن این خلأ پژوهشی است.روش: این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی انجام گرفت. میدان پژوهش حاضر شهر اصفهان و کسب‌وکارهای خانوادگی کوچک فعال در این شهر است. با توجه به فقدان آمار از کم و کیف مشاغل خانوادگی کوچک و توزیع و پراکندگی جغرافیایی این مشاغل در سطح شهرستان، نمونه‌ها با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی و حضور در بازارچه‌های فروش محصولات مشاغل خانگی شناسایی شدند. مشارکت‌کنندگان شامل 40 نفر از زنانی بودند که در سه دسته از فعالیت‌های اقتصادی یعنی گروه غذایی، پوشاک و صنایع‌دستی مشغول به فعالیت بودند. این زنان عمدتاً مسئولیت اصلی این کسب‌وکارها را بر عهده داشتند و حداقل با یکی از اعضای خانواده و یا سایر اعضای خویشاوند یا غیر خویشاوند در داخل منزل یا بیرون از منزل مشغول به فعالیت اقتصادی بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختمند به‌صورت حضوری یا تلفنی گردآوری شدند و با رویکرد 6 مرحله‌ای توصیه‌شده براون و کلارک (2006) و با کمک و نرم‌افزار MAXQDA تجزیه‌وتحلیل شدند. برای اعتبار یابی نیز از روش‌های مرسوم اعتبار یابی استفاده شد. همچنین مراحل مختلف جمع‌آوری و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با رعایت دقیق ملاحظات اخلاقی و حقوق مشارکت‌کنندگان صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانوادگی کوچک توسط زنان، ناشی ترکیبی از دو دسته از انگیزه‌های درونی و بیرونی بوده است. مهم‌ترین انگیزه درونی زنان وجود علاقه و اشتیاق درونی، پیشینه آموزشی و پیشینه خانوادگی و مهم‌ترین انگیزه‌های بیرونی شامل نیاز به بقا، کسب سود از طریق شناسایی فرصت‌ و انعطاف‌پذیری این نوع کسب‌وکارها بودند. در ادامه نتایج نشان داد که ورود زنان به عرصه اقتصادی و راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانوادگی کوچک چهره‌ای دوگانه دارد به‌طوری‌که در کنار مزیت‌ها و فرصت‌هایی که برای زنان فراهم می‌آورد چالش‌هایی را نیز برای آن‌ها به همراه داشته است. علی‌رغم این چالش‌ها، اغلب مشارکت‌کنندگان بر این باور بودند که ورود آن‌ها به کسب‌وکارهای خانوادگی کوچک در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانی موجب افزایش احساس توانمندی زنان شده است.نتیجه: با توجه به یافته‌های این پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که راه‌اندازی کسب‌وکارهای خانوادگی کوچک توسط زنان، پدیده‌ای پویا و چندبعدی است که ریشه در ترکیبی از انگیزه‌های درونی و بیرونی دارد. اگرچه این مسیر با چالش‌های خاص خود همراه است، اما شبکه حمایتی خانواده و انعطاف‌پذیری ذاتی این مدل کسب‌وکار، بستری را فراهم می‌کند که درنهایت دستاوردهای توانمند ساز آن بر دشواری‌ها غلبه می‌کند. این دستاوردها می‌تواند زنان را به بازیگران فعال و مؤثری در عرصه اقتصاد خانواده و جامعه تبدیل کند.