تأثیر مجتمعهای نظامی- صنعتی بر سیاست خارجی ایالات متحد در برابر روسیه و چین (۲۰۰۱ تا ۲۰۲۰)
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای/ دانشگاه تهران
2 استادیار، گروه مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2022.316761.449999چکیده
رویداد یازده سپتامبر در سال 2001 بهانهای شد تا مقامهای ایالات متحد مبارزه با تروریسم جهانی را بهانهای برای بهکارگرفتن سیاستهای تنشزای خود در جهان مطرح کنند. سیاستی که در ادامه و بهسبب نفوذ عاملی به اسم مجتمعهای نظامی- صنعتی در ساختار قدرت آمریکا، با بزرگنمایی تهدیدهای کشورهای چین و روسیه، موجب تنش و اختلاف در تعدادی از مناطق از جمله آسیای شرقی و اروپای شرقی شده است. از اینرو، این پرسش مطرح میشود که مجتمعهای نظامی- صنعتی آمریکا چگونه بر سیاست خارجی این کشور در برابر روسیه و چین تأثیر گذاشته است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح میشود که مجتمعهای نظامی- صنعتی با استفاده از ظرفیتهای در اختیار و ارکان مؤثر خود و در نوک آن پیمانکاران نظامی، با تأثیر بر تصمیمگیریهای مقامهای آمریکایی، سبب بهکارگرفتن سیاست فروش تسلیحات نظامی به بهانۀ محدودسازی قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه شدهاند. در کنار روند افزایشی درآمدهای پیمانکاران نظامی، سبب ایجاد اختلاف و تنش در مناطق آسیای شرقی و اروپای شرقی شدهاند. در این نوشتار برای تشریح تأثیر جریان مجتمعهای نظامی- صنعتی، از نظریۀ نخبگان رابرت دال بهعنوان چارچوب نظری استفاده میکنیم تا در قالب آن تأثیرگذاری این جریان بر سیاستگذاری ایالات متحد در برابر این دو کشور بهتر تبیین شود.