تحلیل مقایسه‌ای الگوی رقابت ایالات ‌متحد و فدراسیون روسیه در اوراسیای مرکزی (2020-2000)

نویسندگان

1 دانشیار روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان

2 دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خوراسگان

3 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jcep.2021.304618.449935
چکیده

با توجه به تغییر و تحول‌هایی که در سال‌ها و دهه‌های اخیر در هرم قدرت جهانی پدید آمده است، فرهنگ راهبردی مؤلفۀ بنیادینِ مهمی است که در مناظرۀ چهارم روابط بین‌الملل با تأثیرگذاری بر نوع نگرش دولت‌مردان کشورهای مؤثر در عرصۀ سیاست بین‌الملل، همپای مؤلفه‌های مادی قدرت در شکل‌دهی به کُنش راهبردی کشورها در عرصۀ سیاست و روابط بین‌الملل پیش رفته است. با توجه به این انگارۀ بنیادین که فرهنگ راهبردی می‌تواند نوع کنشگری ایالات ‌متحد و فدراسیون روسیه در حوزۀ راهبردی اوراسیای مرکزی در فضای پساشوروی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مناطق ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک جهان را تجزیه‌ و تحلیل کند، با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از مفروض‌های نظری فرهنگ راهبردی در پی پاسخ به این پرسش هستیم: در دو دهۀ اخیر فرهنگ راهبردی و مؤلفه‌هایِ برخاسته از آن چه تأثیرهایی بر اقدام‌های فدراسیون روسیه و ایالات ‌متحد در حوزۀ اوراسیای مرکزی برجای نهاده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که فرهنگ راهبردی به‌مثابۀ عامل و پیشرانِ مؤثر بر مجموعۀ اقدام‌های فدراسیون روسیه در فضای پساشوروی شامل مؤلفه‌هایی مانند توسعه‌طلبی راهبردی، گسترش هویت اسلاو ـ ارتودکس و گفتمان ملی‌گرایی روسی و تثبیت قدرت ملی در محیط ژئوپلیتیک است. در مقابل، ایالات‌ متحد برای ترویج فرهنگ لیبرال ـ دموکراسی، تثبیت موقعیت ابرقدرتی و ایجاد موازنه‌گرایی منطقه‌ای، فرهنگ راهبردیِ خاصی را در این حوزۀ قدرت‌آفرین و چالش‌زا برای خود ترسیم کرده است.