تقابل روسیه با آمریکا در منطقۀ غرب آسیا و شمال آفریقا برپایۀ آیین جنگ هیبریدی گراسیمف (مطالعة موردی: سوریه و لیبی)

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌‎ای، دانشگاه تهران

2 استادیار مطالعات منطقه‌ای، دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری مطالعات منطقه‌‎ای، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jcep.2021.313816.449960
چکیده

آیین جنگ هیبریدی گراسیمف که اولین بار والری گراسیمف مطرح کرد، مبتنی بر دوراندیشی است. این آیین بر استفادۀ ترکیبی از مؤلفه‌های قدرت سخت و نرم تأکید می‌کند و به رهبران روسیه گوشزد می‌کند که به‌علت تغییر ماهیت ‌تهدیدها، بهره‌مندی از تاکتیک‌های جنگ ترکیبی، برای ورود روسیه به عرصۀ نبردهای مدرن و مقابلۀ مؤثر با دشمنان این کشور اجتناب‌ناپذیر است. از سوی دیگر، منطقۀ غرب ‌آسیا و شمال‌آفریقا نیز به‌دلیل‌های متعدد از دوران اتحاد شوروی، در نظر مسکو از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار بوده ‌است، بنابراین کرملین آیین جنگ هیبریدی گراسیمف را ابزاری کارامد برای مقابله با نفوذ و قدرت آمریکا و بازگرداندن جایگاه خود در این منطقه یافت. به باور روس‌ها گسترش دامنۀ حضور و نفوذ آنان در منطقۀ راهبردی غرب ‌آسیا و شمال ‌آفریقا می‌تواند عنصری اثرگذار در راستای دستیابی آنان به جایگاه یک قدرت بزرگ جهانی باشد. چگونگی بهره‌مندی روسیه از اصول جنگ هیبریدی گراسیمف با هدف تقابل با آمریکا در منطقۀ غرب‌ آسیا و شمال‌ آفریقا پرسشی است که مطرح می‌شود. یافته‌های این نوشتار به شیوۀ اسنادی و کتابخانه‌ای و روش پردازش مبتنی بر توصیف داده‌ها و تبیین آن‌ها براساس چارچوب مفهومی نوشتار، بیان می‌کند که روسیه بنابر آموزه‌های آیین گراسیمف، در پی به‌کاربستن آمیخته‌ای از مؤلفه‌های قدرت سخت و نرم برای مقابله با نفوذ آمریکا در غرب ‌آسیا و شمال ‌آفریقا و در مقابل گسترش دامنۀ حضور و نفوذ خود در این منطقه است.