کاربرد مدل تشخیصی شناختی در تعیین مهارتهای شناختی زیربنایی عملکرد در آزمون ماتریسهای پیشروندۀ ریون
نویسندگان
1 دانشیار گروه سنجش و اندازهگیری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد سنجش و اندازه گیری
3 دانشیار گروه سنجش و اندازهگیری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری سنجش و اندازه گیری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22084/j.psychogy.2021.21583.2148چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین مهارتهای شناختی زیربنایی لازم برای پاسخگویی به سؤالهای آزمون هوش ریون و شناسایی نقاط قوت و ضعف دانشآموزان پایه نهم در این مهارت با استفاده از مدلهای سنجش تشخیصی شناختی بود.روش: پژوهش حاضر به لحاظ نوع دادههای جمعآوریشده، جزء پژوهشهای توصیفی و به لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی محسوب میشود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشآموزان پایه نهم مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 95-1394 بود که از میان مناطق نوزدهگانه آموزشوپرورش 700 نفر دانشآموز دختر و پسر از طریق روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. نخست با کمک نظر متخصصین حوزه هوش یک ماتریس Q که شامل روابط بین 8 مهارت زیربنایی و 60 سؤال آزمون ریون بود تشکیل گردید و با استفاده از مدل غیرجبرانی DINA با کمک بسته CDM در محیط نرمافزار R مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. سپس بهمنظور تعیین احتمال تسلط آزمودنیها در هر یک از مهارتها با تعیین نقطه برش 7/0 برای حد تسلط، با استفاده از روش پسینی مورد انتظار در چهارچوب مدل DINA، افراد موردبررسی در هر یک از مهارتها به دو گروه مسلط و غیر مسلط تقسیم شدند.یافتهها: نتایج سنجش تشخیصی شناختی نشان داد که بیشترین احتمال تسلط مربوط به مهارتهای ثبات و پیشرفت بود و درمجموع وضعیت آزمودنیها در همه مهارتها بهجز دو مهارت تسلط اندیشه و استدلال کمی مطلوب ارزیابی شد.نتیجهگیری: با توجه به وضعیت نامطلوب آزمودنیها در دو مهارت استدلال کمی و تسلط اندیشه نسبت به سایر مهارتها، میتوان نتیجه گرفت که دانشآموزان در تولید ایده سریع و سیالی اندیشه و کشف روابط ریاضی ضعیف هستند؛ بنابراین پیشنهاد میشود در مدارس به پرورش خلاقیت دانشآموزان توجه بیشتری شده و تکالیفی که نیاز به ایده پردازی دارد به عهده آنها گذاشته شود.