تحول مفهوم سوژه و نسبت آن با امر اجتماعی در رویکرد کریستوا

نویسندگان

1 استادیار جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنکی، تهران

2 استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران

3 دانشجوی دکتری جامعه‌‌شناسی گروه‌‌های اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30465/scs.2021.32488.2269
چکیده

هدف اصلی این مقاله ارائه الگویی از سیر تحول سوژه مدرن (با تاکید بر نظریات دکارت و کانت)به سوژه پساساختارگرا و پسامدرن با توجه به دو بعد یکپارچگی و خود­بنیادی سوژه در معنای کلاسیک آن و همچنین بررسی نسبت سوژه با امر اجتماعی در رویکرد نظری ژولیا کریستوا می باشد.سویه های اجتماعی نظریه کریستوا، او را از دیگر پساساختارگرایان و پیشگامان نظری خود جدا می­سازد.در این بررسی نظری به این مسئله می­پردازیم که چگونه کریستوا به کشف ساختارهای ناهمگون در عرصه زبان، سوژه و جامعه در یک کلیت نظری می­پردازد وچگونه از طریق مرکزیت­زدایی در هر یک این عرصه­ها به بازیابی ابعاد اجتماعی، روانی و زبانی سوژه نائل می­شود. نهایتا این مقاله به لزوم پیوند امر نشانه­ای و نمادین درهر یک از سطوح اجتماعی، روانی و زبانی و دررابطه پویای ذهن و زبان و جامعه پرداخته و شرح می­دهد که چگونه مباحث نظری مرتبط با جایگشت نظام های نشانه­ای و نمادین می­تواند راهگشای تبیین گفتمان هویتی و اجتماعی باشد.