توانمندسازی سیاسی- اجتماعی زنان در قفقاز جنوبی در دورۀ پساشوروی
نویسندگان
1 استاد روابط بینالملل، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2021.315642.449967چکیده
بستر و وضعیتی که جایگاه نسبی زنان با توجه به آنها سنجیده میشود، در بیثباتی مداوم است. با وجود روند قدرتمند جهانیسازی و انتشار ایدههای حقوق بشر و برابری جنسیتی، مشکلات عظیمی در رابطه با نابرابری جنسیتی همچنان پابرجاست و مانع توسعۀ اجتماعی و اقتصادی جوامع میشود. شایعترین مسائل در رابطه با این موضوع، خشونت علیه زنان، شکاف بین زن و مرد دربارۀ زنان سراسر جهان است. تحول معیارهای حقوق بشر در دنیای جهانیشدة امروز موجب شده است مسئلۀ حقوق زنان و برابری جنسیتی اهمیتی ویژه بیابد. بنابراین در جهان امروز که نقش زنان در زندگی اجتماعی و اقتصادی رو به افزایش است، موضوع برابری جنسیتی اهمیت روزافزون مییابد. یکی از اقدامهای مهم دولت اتحاد شوروی انجام اصلاحات بنیادی با هدف ارتقای موقعیت اجتماعی زنان بود. اقدامی که از سال 1918 آغاز شد، اما در عمل نتوانست منجر به بهبود وضعیت زنان شود. دولت انقلابی در افزایش اشتغال و مشارکت زنان در اقتصاد ملی موفق بود، اما در تحقق برابری زنان ناکام ماند. در دورۀ پساشوروی وضعیت زنان بهطور کلی تغییری نکرد. در این نوشتار به بررسی توانمندسازی سیاسی و اجتماعی زنان در قفقاز جنوبی در دورۀ پساشوروی و تحلیل ابعاد حقوق سیاسی، آموزش، اشتغال و سلامت در چارچوب مبانی نظری توانمندسازی زنان به روش تطبیقی میپردازیم. پرسش اصلی این است که وضعیت زنان در قفقاز جنوبی در مقایسه با یکدیگر چگونه است؟ یافتههای این نوشتار نشان میدهد وضعیت زنان در این منطقه از نظر حقوق سیاسی، آموزش، اشتغال و سلامت به استانداردهای بینالمللی نزدیک شده است، اما بهطور مطلوب تحقق نیافته است.