پیوند سیاست و هنر در شوروی (مطالعۀ موردی: واقع‌گرایی سوسیالیستی در عصر استالین)

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه مازندران

doi
10.22059/jcep.2020.295319.449887
چکیده

در این نوشتار می‌خواهیم رابطۀ هنر و سیاست با تمرکز بر نظریۀ هنری در شوروی دوران استالین را واکاوی و نقد کنیم. پس از آنکه استالین در آیین‌نامه‌ای سازمان‌های مستقل فرهنگی اتحاد شوروی را منحل کرد، کنگرۀ نویسندگان این کشور، مهم‌ترین هدف خود را تحقق واقع‌گرایی سوسیالیستی معرفی کرد. بنابر آن همۀ تولیدات فرهنگی به لزوم وفاداری از آرمان‌های انقلاب فراخوانده شدند. واقع‌گرایی سوسیالیستی از ابتدای دهۀ 1930 تا زمان سقوط اتحاد شوروی یگانه روش رسمی خلاقیت و تعهد برای اهالی فرهنگ و هنر بود. چنانکه ساختار قدرت تخطی از آن را برنمی‌تافت. با توجه به حضور سیاست در ساحت فرهنگ و هنر، این پرسش مطرح است که چگونه واقع‌گرایی سوسیالیستی و نوع عملکرد آن بازتاب‌دهندۀ علائق قدرت و سیاست در شوروی عصر استالین بوده است؟ در پاسخ سه اصل زیربنایی، زیبایی‌شناسی و واقع‌گرایی سوسیالیستی را بررسی می‌کنیم تا فرضیۀ نوشتار را به آزمون بگذاریم: 1. هنر برای خلق‌ها یا اصل مردم‌گرایی در هنر؛ 2. تعهد به حزب؛ 3. اصالت ایدئولوژیک. برای ارائۀ نشانه‌هایی از اصول گفته‌شده برخی آثار هنری و ادبی این دوره به همراه دیدگاه ساخت قدرت را بررسی کردیم. یافته‌ها نشان می‌دهد این مکتب در برابر نظام سیاسی برخوردی فعالانه داشته و با توجه به پیوند با امر سیاسی اصل آزادی در هنر به مصلحت قدرت تسلیم شده است. این نوشتار به روش توصیفی-تحلیلی نوشته شده و رویکرد نظریۀ انتقادی را مورد توجه قرار داده است.