راهبرد چین در قفقاز جنوبی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشگاه اصفهان
2 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jcep.2020.289173.449869چکیده
در جهان کنونی توسعۀ کشورها بدون دسترسی به منابع و بازارهای بینالمللی غیرممکن بهنظر میرسد. نخبگان اجرایی چین با درک این واقعیت در پی بهبود جایگاه اقتصادی و سیاسی خود در مناطق مختلف جهان از جمله قفقاز جنوبی هستند. چینیها برای آسانسازی و سرعتبخشی دسترسی به این هدف، ابتکار یک کمربند و یک راه را در سال 2013 مطرح کردند. اهمیت ابتکار کمربند راه در رفتار منطقهای چین به حدی است که بهنوعی به برند سیاست خارجی این کشور تبدیل شده است. بهطوری که برای ارائۀ تصویری روشن از سیاست منطقهای چین در نواحی مختلف جهان توجه به این طرح ضروری بهنظر میرسد. در این نوشتار میکوشیم با نیم نگاهی به ابتکار کمربند راه، جایگاه قفقاز جنوبی را در راهبرد بلندمدت چین بررسی کنیم و به این پرسش پاسخ دهیم که راهبرد چین در قفقاز جنوبی چیست؟ با ارائۀ چارچوبی نظری از نظریۀ میانمنطقهگرایی، استدلال میکنیم که «چین رویکردی خوشهای در برابر قفقاز جنوبی دارد. بدین معنا که اهمیت قفقاز جنوبی در سیاست خارجی چین در تعامل با کشورهای همسایۀ این منطقه (ایران و ترکیه) و در قالب طرحهای کلانی مانند ابتکار کمربند راه تعریف میشود». به بیان دیگر، قفقاز جنوبی حلقۀ فرعی از زنجیرۀ بههم پیوستۀ سیاست خارجی چین در پهنۀ اوراسیا است. در این نوشتار راهبرد بلندمدت چین در قفقاز جنوبی را با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریۀ میانمنطقهگرایی بررسی میکنیم. گفتنی است که برای بررسی فرضیه از دادههای کمی و کیفی، جدول، نقشه و نمودار استفاده کردهایم.