بازشناسی عوامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی موثر بر نظام دیوان‌سالاری تاریخی ایران در دوره باستان

نویسندگان

1 دانشیار و عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات اجتماعی

doi
10.30465/scs.2020.5536
چکیده

نظام دیوان‌سالاری ایران، با قدمتی دست کم دو هزار و پانصد ساله، وارث عناصر و خصوصیاتی است که به‌رغم آنکه در طول تاریخ خود دچار دگردیسی و تغییرات فراوانی شده و بسیاری از این عناصر جامة نو بر خود کرده‌اند، به‌طور معناداری تحت‌تأثیر عوامل، رخدادها و تحولات و فرآیندهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زمانة خود (در هر دورة تاریخی) بوده‌اند. مقالۀ حاضر با هدف شناسایی ویژگی‌ها و تغییرات و تحولات نظام دیوان‌سالاری ایران، از بدو پیدایش تا پایان عهد باستان (فاز نخست پژوهش)، با بهره‌گیری از روش کیفی ساختارگرا، به وارسی و تبیین عوامل موجد و بازدارندۀ نهاد دیوان سالاری در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پرداخته است. نخستین ساختار اداری سازمان یافته که می توان برای تبیین آن از مفهوم دیوان سالاری بهره برد، ریشه در سلسلۀ هخامنشی و به ویژه دورۀ شاهنشاهیِ داریوش اول دارد. پس از آن، در دورۀ سلوکیان و اشکانیان نیز، همان روش در ادارۀ امور کشور تداوم می یابد. دیوان‌سالاری در دورۀ ساسانیان، اندازه و ابعاد گسترده تری را حاصل می کند و به نظامی مسلط در کنترل و اداره قلمرو شاهنشاهی مبدل می گردد و صورت بندی منسجم و هنجارمندی پیدا می کند. نظام پاتریمونیال، در ابتدای دوره ماد، نقش ویژه ای بر شکل گیری آغازینِ نهاد دیوان سالاری در ایران داشته است؛ اما به تدریج، این نهاد، نظم و سازمان منسجمی پیدا کرده و تحت تأثیر عوامل متعدد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دگردیسی می یابد. در دوره هخامنشیان و ساسانیان، بسط ساختاری و قدرت نهادیِ دیوان سالاری ایرانی به حدی افزایش می یابد که به الگویی جهانی در آن روزگار مبدل می شود.