از تلاش برای ائتلاف تا تیرگی مناسبات؛ تحول روابط ایران و روسیه در سدۀ هفدهم
نویسندگان
1 استاد تاریخ، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری تاریخ ایران دورۀ اسلامی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2020.297111.449900چکیده
فرایند همسایگی ایران و روسیه در نیمۀ سدۀ شانزدهم آغاز و تا اواخر همان سده عملی شد. در این فاصله دو طرف دیپلماسی را با پشتوانۀ دشمنان مشترک و انگیزههای تجاری بهکار گرفتند. از دهههای نخست همسایگی نشانههای توسعهطلبی روسها در زمینهای قفقازی ایران آشکار شد. قلمروی که در بخش عمدۀ دورۀ یادشده در اشغال عثمانی بود. در نیمۀ اول سدۀ هفدهم با بازیابی حاکمیت ایران بر قلمرو قفقازیاش و تداوم تکاپوهای روسیه در رخنه به داغستان و گرجستان، ظرفیتهای تنش آشکار شد. با این حال، توازن قوای دو طرف مانع بحرانیشدن شرایط بود. این وضعیت تا قدرتگیری پتر در واپسین سالهای سدۀ هفدهم ادامه داشت. در این نوشتار کوشیدیم که تحول روابط ایران و روسیه از تلاش برای همکاری نظامی تا بروز درگیریهای مستقیم و غیرمستقیم در سدۀ هفدهم را بررسی کنیم. روش نوشتار، توصیفی ـ تحلیلی بر مبنای تحلیل دادههای استخراجشده از منابع دستاول و پژوهشهای معتبر است. در این نوشتار میکوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا در فرایند شکلگیری روابط ایران و روسیه با وجود پیشرانهای همکاری، ظرفیتهای تنش بهبروز درگیریهایی بین دو طرف منجر شد؟ نتیجۀ این بررسی نشان میدهد که روسیه درسدۀ هفدهم قدرت رویارویی مستقیم با ایران را نداشت. در نتیجه، در حاشیۀ خزر از تحرکهای آزاردهنده اتباع خویش بهویژه قزاقهای دُن بهره میبرد و در موضوعهای قفقازی نیز با برقراری ارتباط و جذب حاکمان محلی، بهویژه ناراضیها از ایران و قلعهسازی در زمینهای حائل بین قلمرو خویش و ایران مشغول پیشروی بود. هدف اصلی روسیه تسلط بر بخش راهبردی راهروی شمال ـ جنوب در دریا و خشکی بود.