انتقال به شرق: مسیر بقای داعش بهمثابۀ سازمانی تروریستی
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jcep.2019.284004.449848چکیده
با توجه به شکستهای پیاپی داعش، کشتهشدن رهبران ردۀ اول و میانی این گروه و بهبود وضعیت امنیتی دولتهای هدف داعش در منطقۀ خاورمیانه، احتمال فروپاشی و نابودی این گروه بیش از گذشته مطرح شده است. در این شرایط، رهبران و فرماندهان داعش نیز دست از فعالیت نکشیده و برای بقای این گروه چارهاندیشی کردهاند. بهنظر میرسد که سه رویکرد برجسته در میان سران داعش مطرح بوده است: 1. برخی بر تداوم مقاومت در عراق و سوریه تأکید دارند که بهویژه با توجه به آشوبهای جدید در این کشورها درخور توجه است؛ 2. گروه دوم بر مدیریت عملیاتهای پراکنده در سراسر جهان دست گذاشتهاند؛ 3. گروه سوم بهدنبال تصرف مناطق جدیدی برای مرکزیت داعش هستند. در چارچوب این رویکرد، بهدستآوردن پایگاههای جدید برای داعش اهمیت زیادی دارد. هدف این نوشتار این است که اهمیت شرق را بهعنوان پایگاه بالقوۀ داعش و ابزار بقای آن نشان دهد. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که شرق چه نقشی در تداوم بقای داعش ایفا کرده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح میشود که شرق از دیدگاه علی، تاکتیکی و کارکردی به بقای داعش کمک کرده است. روش پژوهش در این نوشتار، روش تبیینیکارکردی است که نقش عاملهای تأثیرگذار در بقای داعش را نشان میدهد. فرضیه را در این سه گام بررسی میکنیم: دلیلهای ذهنی و علتهای عینی گسترش داعش به شرق، تاکتیکهای انتقال و هدفهای انتقال داعش در شرق.