مؤلفهها و موانع رویکرد ژئوکالچر ایران در قبال ابتکار کمربند و راه چین در آسیای مرکزی
نویسندگان
1 دانشیار مطالعات منطقهای، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2019.288212.449868چکیده
ابتکار کمربند و راه چین بهعنوان بزرگترین و جسورانهترین طرح در سیاست خارجی این کشور همچون گامی بلند بهسوی ابراز وجود و کنارگذاشتن سیاست خارجی محتاطانه برجایمانده از دوران دنگ شیائوپینگ تلقی میشود که پیامدهای آن میتواند در گسترۀ جهانی احساس شود. با این حال، در بعد منطقهای بهنظر میرسد که آسیای مرکزی از مناطقی است که بهدلیل موقعیت جغرافیایی خود و همسایگی با مناطق غربی چین که مورد توجه و سرمایهگذاری فزایندۀ دولت چین قرار گرفتهاند از این سیاست بیشترین اثر را میپذیرد. با توجه به اینکه ماهیت اصلی راهبرد چین، توسعۀ راههای ارتباطی و انتقالی است که فرصتی تاریخی برای مشارکت فعال در آن با هدف گسترش تبادل اندیشه و فرهنگ در کنار انتقال کالا فراهم میشود، این پرسش مطرح میشود که بهترین و کارآمدترین رویکرد سیاست منطقهای ایران در آسیای مرکزی با توجه به ابتکار کمربند و راه و پیامدهای منطقهای آن چه خواهد بود؟ در پاسخ به این پرسش با اتکا بر نظریۀ سازهانگاری و بهویژه تأثیر این نظریه در حوزۀ منطقهگرایی نوین، رویکرد مبتنی بر ایران فرهنگی بهعنوان بهترین سیاست معرفی میشود که در مقایسه با رویکردهای رقیب از مزیت نسبی مناسبی برای کشور برخوردار است. در این نوشتار، میان سه رویکرد ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر در سیاست منطقهای ایران در آسیای مرکزی بررسی مقایسهای کوتاهی انجام میدهیم. همچنین موانع رویکرد ژئوکالچر ایران را بررسی میکنیم.