حفظ قلمرو نفوذ: تبیینی بر سیاست خارجی روسیه در برابر بحران سوریه
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل، دانشگاه تهران
2 دانشآموختۀ دکتری روابط بینالملل، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcep.2019.269981.449810چکیده
هدف نوشتار پیش رو، بررسی دلیلهای مداخلۀ روسیه در بحران سوریه است. پرسش نوشتار این است که چرا روسیه در بحران سوریه بهنفع دولت این کشور مداخله کرد؟ فرضیه این است که نگرانی از تحدید قلمرو نفوذ در خاورمیانه موجب شد که روسیه در بحران سوریه بهنفع دولت این کشور مداخله کند. برای تبیین، نوشتار از قلمروسازی ژئوپلیتیکی بهعنوان چارچوب مفهومی بهره برده است. از سال 1991 تاکنون تحولهای مناطق ژئوپلیتیکی، از جمله در خاورمیانه، بیشتر بهضرر روسیه رقم خورد؛ زیرا متحدان و دوستان آن در خاورمیانه یکی پس از دیگری سرنگون شدند. صدام در سال 2003 از قدرت برکنار شد. چندی بعد، اجرای طرح خاورمیانه بزرگ موجب شد که جایگاه حاکمان اقتدارگرا به خطر بیفتد. خیزشهای عربی نیز این روند را تشدید کرد. بدین شکل، زمینۀ نفوذ روسیه به کمترین حالت رسید. در این خیزشها دولت معمر قذافی در لیبی سرنگون شد و دولت بشار اسد در سوریه تا آستانۀ سرنگونی پیش رفت. سوریه که از دورۀ اتحاد شوروی بخشی از قلمرو نفوذ آن بود، آخرین نقطۀ حضور روسیه در خاورمیانه بهشمار میرود. باور رهبران روسیه این بوده است که با سرنگونی اقتدارگراها در خاورمیانه که بیشتر از دوستان روسیه هستند، یا دولتهای غربگرا بر سر کار میآیند یا تندروها که هر دو شکل، علیه منافع روسیه در منطقه است. در صورتی که دولت بشار اسد نیز فرو میریخت، روسیه در خاورمیانه به قدرتی حاشیهای تبدیل میشد. در نتیجه، ضرورت حفظ قلمرو نفوذ در این کشور و خاورمیانه موجب شد که روسیه در بحران سوریه مداخله کند.