پاتریمونیالیسم و خودکامگی سیاسی در عصر اول حاکمیت قاجاریه

نویسندگان

1 استاد گروه تاریخ، دانشگاه شهید چمران اهواز

2 دانشجوی دکتری رشته تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز

3 استاد گروه تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.30465/scs.2019.4937
چکیده

پادشاهان قاجار تا قبل از انقلاب مشروطیت، با گسترش و توسعۀ دیوان­سالاری، توانستند سلطۀ سیاسی خود را که از ویژگی خودکامگی برخوردار بود، بر جامعه تسری دهند. بنابراین هدف این مقاله بررسی پدیده خودکامگی سیاسی به­ اتکای دیوان­سالاری و بر اساس الگوی دولت پاتریمونیال ماکس وبر می­باشد.در ساختار سیاسی قاجاریه، شاه که در رأس همه امور بود، در نقش حاکم پاتریمونیالی عمل می­کرد که بنا به میل و اراده خود و با ملاک­هایی که خود تعیین می­کرد، اعضای دیوان­سالاری را انتخاب می­نمود، با نظارت شدید، آن­ها را کنترل و هر زمان که دامنۀ اقتدارش با خطر کاهش تهدید می­شد، به حذف آن­ها از مجمع دیوان­سالاران مبادرت می­کرد. اعضای دیوان سالاری نیز در مقابل، تلاش خود را بر تقویت سلطه سنتی شاه بر جامعه با ایفای وظیفۀ سرسپردگیشان متمرکز می­کردند. آنها می­دانستند بقا و دوامشان، بستگی مستقیمی با عملکردشان در جهت افزایش اقتدار خودکامه شاه داشت. در سلطۀ سنتی وبری، خودکامگی وجهی از اقتدارطلبی است که به کمک شرایط خاصی از جمله وجود یک دیوان­سالاری وابسته به حکومت محقق می­شود، به گونه­ای که دیوان­سالاری بازوی اجرایی یک فرمانروای پاتریمونیال می­باشد.