طراحی الگوی خط مشی گذاری در نظام آموزش مهارت و فناوری کشور با رویکرد داده بنیاد

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی گرایش خط مشی گذاری عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

2 استادیار گروه مدیریت بازرگانی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرند، مرند، ایران

3 استاد گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

4 استادیار گروه مدیریت صنعتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

doi
10.52547/irphe.27.4.111
چکیده

هدف از این پژوهش ارائه الگوی خط مشی ­گذاری در نظام آموزش مهارت و فناوری کشور بود. پارادایم و فلسفه حاکم بر این مطالعه تفسیری از نوع ساخت­گرایی و روش­ شناسی کیفی بود. این پژوهش با استفاده از نظریه داده ­بنیاد (طرح استراوس و کوربین) انجام شد. برای خلق یک مدل و الگوی خط­ مشی ­گذاری، با خبرگان موضوع خط مشی آموزش مهارتی مصاحبه و مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی طی شد. جامعه مورد بررسی 41 نفر از مدیران دانشگاه جامع علمی کاربردی کشور بودند که از این تعداد 19 نفر با روش نمونه­ گیری هدفمند انتخاب شدند. با توجه به موضوع مورد مطالعه از روش مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده­ ها استفاده شد. یافته ­ها نشان داد که شناسایی نیازهای آموزشی بازار کار و ضرورت خط مشی­ گذاری پویا و منعطف برای آن مقوله محوری است که تحت تأثیر شرایط علّی شامل عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی و عوامل مدیریتی است. عوامل درون­ سازمانی و برون­ سازمانی به ­عنوان شرایط مداخله­ گر و محیط درون­ سازمانی، محیط برون ­سازمانی و عوامل اجتماعی شرایط زمینه ­ای هستند که بر راهبردهای خط مشی­ گذاری تأثیر می­ گذارند. مدل خط مشی­ گذاری با راهبردهای مدیریتی و آموزشی به نتایج در سه بعد اجتماعی- فردی، مدیریتی-حاکمیتی و علمی منجر می­ شود.