دیپلماسی علم و فناوری آمریکا در آسیای مرکزی
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه یزد
2 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه شیراز
doi
10.22059/jcep.2019.242184.449730چکیده
ماهیت ماجراجویانۀ سیاست خارجی آمریکا در زمان جورج بوش و حمله به افغانستان و عراق سبب شد که جایگاه بینالمللی این کشور بهویژه در جهان اسلام آسیب ببیند. برای مقابله با این وضعیت، آمریکاییها از ابزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی استفاده کردهاند تا جایگاه بینالمللی آمریکا بهویژه در جهان اسلام را ترمیم کنند. یکی از ابزارهای آمریکا، استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی علم و فناوری بوده است. در این زمینه، به انتصاب فرستادگان علمی از سوی ایالات متحد به نقاط مختلف جهان، بهشکل ویژه توجه شد. تمرکز اصلی برای فرستادن گروههای علمی، کشورهای با اکثریت مسلمان بود. هیئتهای علمی در زمینۀ تشریک مساعی و ارتباط میان دوطرف نقش ترغیبی را فراهم آورند. تلاش برای حل مشکلات کشورهای منطقۀ خاورمیانه و آسیای مرکزی از راه همکاریهای علمی از زمینههای اصلی استفاده از ظرفیتهای علم و فناوری در این مدل از دیپلماسی آمریکا بود. این نوشتار بهدنبال پاسخ به این پرسش است که مهمترین اولویتها و نهادهای شکلدهنده به دیپلماسی علم و فناوری آمریکا در آسیای مرکزی چیست؟ بهنظر میرسد بیشتر همکاریهای علمی و فناوری میان ایالات متحدۀ آمریکا و آسیای مرکزی متمرکز بر بحث سلاحهای کشتار جمعی، آب و آموزش است. مهمترین نهادهای درگیر در این مسئله نیز بیشتر دولتی بهویژه وزارت امورخارجه، وزارت بازرگانی و وزارت کشاورزی بودهاند و بخش خصوصی در این زمینه نقش محدودی دارد. روش نوشتار روش توصیفی-تحلیلی با استفاده از دادههای دسته دوم خواهد بود.