نظریۀ بازیها و فرازونشیب روابط روسیه و اتحادیۀ اروپا در هزارۀ جدید
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه یزد
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد روابط بینالملل، دانشگاه یزد
doi
10.22059/jcep.2019.264783.449791چکیده
از گذشته تاکنون، روابط روسیه و اروپا از مهمترین موضوعها در میان تحلیلگران روابط بینالملل بوده و در مطالعات متعدد تلاش شده است این روابط، از چشماندازهای نظری متفاوتی تحلیل شود. نظریۀ بازیها از جدیدترین ابزارهای تحلیلی در مطالعات روابط بینالملل است. نوشتار حاضر با استفاده از نظریۀ بازیها و بهرهگیری از روش پژوهش کیفی و ابزار مطالعات اسنادی، تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که چه بازیهایی در روابط روسیه و اتحادیۀ اروپا در سالهای 2000 تا 2018 وجود داشته است؟ نتیجههای این نوشتار نشان میدهد که در سالهای 2000 تا 2004، عملکرد بازیگران همراه با بدبینی متأثر از فضای امنیتی بحران کوزوو، با شرایط حاکم بر بازی معمای زندانی همخوانی دارد که پس از آن بهدلیل سطح وابستگی اقتصادی-تجاری، مجاورت جغرافیایی و تروریسم به بازی دست به ماشه تبدیل میشود. در سالهای 2004 تا 2008 با وقوع انقلابهای نارنجی، استقرار سپر دفاع موشکی و جنگ گرجستان، بهتدریج سیاست همسایگی اروپا در برابر سیاست همسایگی روسیه قرار گرفته است و بازی با حاصل جمع صفر شکل میگیرد. در سالهای 2008 تا 2012 پیشنهاد مدودیف مبنی بر نظم نوین امنیتی به همراه بحران مالی و ضرورت تأمین امنیت انرژی به محرکی مهم برای چرخش در سیاستهای تقابلی و شکلگیری بازی شکار گوزن تبدیل میشود؛ ولی در ادامه مشکلات مربوط به حقوق بشر، شدتگیری رقابت در حوزۀ انرژی و شکلگیری بحرانهای سوریه و اوکراین دو بازیگر را در مسیر بدون بازگشت تقابل در قالب بازی جوانک ترسو -که تاکنون (2018) نیز ادامه دارد- هدایت کرده است.