نواوراسیاگرایی و سیاست خارجی روسیه نسبت به ایران

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه مازندران

2 استادیار علوم سیاسی، دانشگاه مازندران

doi
10.22059/jcep.2019.264730.449789
چکیده

در سال‌های اخیر جمهوری اسلامی ایران در گفتمان سیاست خارجی روسیه جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. بخشی از این اهمیت را می‌توان به سبب نفوذ گفتمان  نظریۀ چهارم سیاست که به رویکرد غالب این کشور تبدیل شده است دانست که در سه دهۀ اخیر تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر سیاست‌های کرملین داشته است. پایه‌گذار این نظریه، الکساندر دوگین فیلسوف روس است که نام نواوراسیاگرایی را بر آن نهاده است. طرفداران این گفتمان بر این باورند که باید مسکو با نگاه جدید در سیاست خارجی خویش، بخشی از راهبرد خود را از غرب به شرق پیش ببرد و متحدان جدیدی را در شرق از جمله ایران جست‌وجو کند. دو کشور ایران و روسیه همدیگر را «متحد راهبردی» توصیف کرده‎اند. این سخن بارها از زبان برخی نخبگان در هر دو کشور به‌ویژه از سوی شخص پوتین و نیز رهبر انقلاب اسلامی ایران مطرح شده است. از این‌رو، پرسش اصلی نوشتار این است که با توجه به محوریت نواوراسیاگرایی در دو دهۀ اخیر در سیاست خارجی روسیه، جمهوری اسلامی ایران در آن چه جایگاهی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح می‌شود: دو کشور با نگاه واقع‌بینانه در شرایط به‌وجود آمده (گذر بر یک جانبه‌گرایی) به جایگاه یکدیگر می‌نگرند و در چارچوب نظریۀ اوراسیاگرایی جدید ایران شرایط ویژه‌ای یافته است. بنابراین یافته‌های نوشتار حاکی از این است که نواوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه نقش آشکاری ایفا می‌کند و به‌دنبال آن، ایران نیز در این رویکرد جایگاه ویژه‌ای دارد.