توسعهطلبی روسیۀ تزاری و تغییر ژئوپلیتیک جایگاه دریای خزر از چشمانداز نظام جهانی مدرن (1550 تا1800)
نویسندگان
1 استادیار تاریخ، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jcep.2019.274138.449825چکیده
تا پیش از تسلط روسیۀ تزاری بر دریای خزر، این دریا بخشی از قلمرو جهان اسلام و حلقه اتصال مردم مسلمانی بود که پیرامون آن میزیستند. در منابع جغرافیایی اسلامی اطلاعات چشمگیری دربارۀ تجارت در این دریا و کانونها و مسیرهای اصلی آن آمده است که از جایگاه مهم آن بهعنوان کانون تجارت پررونق منطقهای در سدههای چهارم تا ششم هجری حکایت دارد. از نیمۀ سدۀ دهم/شانزدهم، بهدنبال پیشروی نظامی روسیه در مسیر ولگا و دشت قبچاق و تصرف حاجیطرخان، روندی آغاز شد که سرانجام به فرادستی و اشراف روسیۀ تزاری بر این دریا و سرزمینهای مسلماننشین پیرامون آن انجامید. نتیجۀ تدریجی این روند، تغییر موقعیت ژئوپلیتیک دریای خزر در عرصۀ جهانی بود که آن را میتوان در چارچوب نظریۀ نظام جهانی والرشتاین تبیین کرد. در نوشتار پیشرو تلاش میشود از همین منظر تحول موقعیت ژئوپلیتیک دریای خزر از کانون تجارت دریایی در بخشی از جهان اسلام به محور سیاست استعماری روسیۀ تزاری در شرق بررسی شود. هدف آن است که با تمرکز بر یکی از کانونهای ارتباطی جهان اسلام، جلوهای از نقش عامل استعمار در افول اقتصادی و تمدنی جهان اسلام بررسی شود. این بررسی با رویکردی بینرشتهای و مبتنی بر تحلیل و تفسیر اطلاعات موجود در منابع نوشتاری و اسناد دست اول در چارچوب نظریۀ نظام جهانی مدرن انجام شده است. نتیجۀ بررسی نشان میدهد که موقعیت ژئوپلیتیک دریای خزر در فاصلۀ نیمۀ سدۀ دهم/شانزدهم تا آستانۀ سدۀ سیزدهم/نوزدهم تغییر کرد. علت محوری این تغییر، راهبرد توسعهطلبانه و تلاش نظاممند حاکمان روسیه برای تعریف جایگاه این کشور در اقتصاد جهانی و اهمیتیافتن تجارت با شرق بود که دریای خزر محور اصلی آن بهشمار میرفت.