آسیب‌شناسی استعدادیابی تحصیلی در ایران(مروری ساختارمند بر ادبیات انجام شده در سه دهه اخیر)

نویسندگان

1 دکتری سنجش و اندازه‌گیری، دانشکدة روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدة روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدة روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

4 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدة روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

5 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدة روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22034/emes.2022.547411.2346
چکیده

هدف: استعدادیابی تحصیلی، همواره به­عنوان یک چالش و دغدغه جدی برای کُنشگران آموزشی مطرح بوده و هست. گسترش و تخصصی­تر شدن مشاغل و خلق دانش­های جدید، ضرورت شناسایی استعدادهای تخصصی به­عنوان یکی از مهمترین زمینه‌های اثرگذار در موفقیت تحصیلی و شغلی را دوچندان کرده است. به­رغم اهمیت موضوع و انجام پژوهش­های متعدد برای کمک به تشخیص و ارزیابی روا و معتبر از استعدادهای تحصیلی و شغلی، تاکنون یک مرور اسنادی یا بررسی آسیب‌شناسانه میدانی در مورد آن در کشور ایران شکل‌نگرفته است. در این مقاله، تلاش شد با مرور نظام­مند اسناد مرتبط با استعدادیابی تحصیلی در ایران از سال 1370 تا 1399، به­طور عمیق به آسیب‌شناسی مفهومی و اجرایی در حوزه استعدادیابی تحصیلی پرداخته شود.روش پژوهش: با استفاده­ از مرور نظام­مند، کلمات کلیدی شامل استعدیابی، استعدادیابی تحصیلی، آسیب­شناسی استعدادیابی، روش­های استعدادیابی تحصیلی، نقاط قوت و ضعف استعدادیابی تحصیلی انتخاب گردید و بدون درنظرگرفتن محدودیت زمانی در پایگاه­های داده‌هایGoogle scholar ، SID، Magiran، Noormags، Civilica و Irandoc جستجو انجام‌شد، که در نتیجه آن، تعداد 817 سند بازیابی و سپس بااستفاده­از فهرست‌وارسی ارزیابی پریزما (PRISMA)، 32 سند برای بررسی و تحلیل انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها بااستفاده­از روش اولزاید (Altheide) انجام گردید.یافته‌ها: کمتر از پنج درصد از مطالعات استعدادیابی در ایران به استعدادیابی تحصیلی پرداختند، و در این پژوهش­ها تعریفی از استعداد تحصیلی و یا استعدادیابی تحصیلی ارائه نشده­است. بیشتر مطالعات، استعداد تحصیلی را با مفاهیمی همچون هوش (18%)، خلاقیت (6%)، استعداد عمومی (5/5%)، پیشرفت تحصیلی (5/5%)، رغبت، نگرش و علاقه (12%) و یا استعداد برتر (12%)، مترادف یا یکسان درنظرگرفتند؛ ابزارهای به­کار رفته برای سنجش استعداد تحصیلی شامل پرسشنامه محقق­ساخته براساس طیف لیکرت (28%)، آزمون­های پیشرفت تحصیلی (5/10%)، هوش گاردنر (5/10%)، رغبت­سنج‌ هالند (5/10%)، آزمون­های استعداد عمومی (5%)، استفاده از نمرات دروس (5%)، آزمون وودکاک- جانسون (5%) و یا آزمون­های ترکیبی از چند آزمون روان­شناختی (5/10%)، بوده­است. مطالعات در این زمینه بیشتر با هدف بررسی عوامل موثر (عوامل مرتبط) بر استعداد تحصیلی (28%)، طراحی مرکز استعدادیابی کودکان (22%)، بررسی ویژگی­های روان­سنجی و هنجاریابی آزمون استعدادیابی (16%)، ساخت و هنجاریابی ابزار برای سنجش استعداد تحصیلی (9%)، استعدادیابی تحصیلی بااستفاده­از سیستم­های فازی (9%)، مقایسه استعداد تحصیلی گروه­های مختلف (7%) و یا شناسایی مولفه­ها و شاخص­های مهم در استعداد تحصیلی (9%)، انجام­شدند.نتیجه‌گیری: عدم­توازن جدی در زمینه مطالعه انواع مختلف استعداد وجود دارد، به­طوری­که بیشتر مطالعات به موضوع استعدادیابی ورزشی پرداختند و استعداد تحصیلی مغفول مانده­است. ازجمله چالش­های مطرح در زمینه استعدادیابی تحصیلی در ایران می‌توان به نبود مرکز و مرجع رسمی معتبر به منظور الف) ارائه تعریف و رهیافت‌های روشن و واحد از استعداد تحصیلی و استعدادیابی تحصیلی، ب) هدایت فرایند آزمون‌سازی، استانداردسازی آزمون­های روان­شناختی و آموزشی؛ ج) هدایت و نظارت بر فرایند استعدادیابی تحصیلی، ج) بررسی اعتبار آزمون­های به­کار گرفته­شده در استعدادیابی تحصیلی در کشور، د) اعتبارسنجی مراکز فعال در حوزه استعدادیابی؛ بدفهمی‌ها و کژکارکردهایی نظیر الف) مترداف فرض‌نمودن استعداد، هوش، خلاقیت، رغبت، نگرش و پیشرفت تحصیلی با استعداد تحصیلی، ب) استفاده ­از آزمون­های هوش و خلاقیت به­جای آزمون­های استعداد تحصیلی، ج) استفاده نادرست و عدم‌هنجاریابی و استانداردسازی آزمون­های استعدادیابی تحصیلی ترجمه­شده، و نپرداختن به نیازهایی نظیر الف) تهیه و تدوین آزمون‌های بومی در حوزه استعدادیابی تحصیلی، ب) ارائه تعریف روشن و واحد از استعداد تحصیلی و استعدادیابی تحصیلی در متون تخصصی و دانشگاهی، هدایت آموزش رسمی ایران مبتنی بر استعدادیابی تحصیلی، تدوین پروتکل مشخص، عینی و قانونمند درباره ویژگی­های یک مرکز استعدادیابی تحصیلی و استعدادیابی کودک اشاره کرد. باتوجه به اهمیت راهبردی استعدادیابی تحصیلی و وجود خلاها، بدفهمی‌ها و کژکارکردی‌های فراوان و مخاطره‌آمیز در مسئله تشخیص و پرورش استعدادهای تحصیلی و نخبه‌پروری، پیچیده‌شدن مشاغل و فعالیت‌ها در عصر دیجیتال، توجه و اقدام فوری متولیان کلان در نظام آموزشی و تربیتی کشور و سرمایه‌گذاری وسیع در این حوزه، ضرورتی انکارناپذیر بوده و ادامه روند معیوب موجود، می‌تواند تبعات گسترده‌تری را به جامعه تحمیل نموده و زمینه‌ شکاف و گسست‌ راهبردی از توسعه جهانی و عقب‌گرد از اهداف کلان توسعه کشور را رقم زند.