تأملی بر بازآرایی مناسبات اجتماعی و اقتصادی در روستا؛ مطالعۀ جامعه‌شناختی منع فروش زمین در روستای سولار

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jrd.2025.399617.668937
چکیده

در روستای سولار، قاعده‌ای نانوشته وجود دارد که روستاییان را از فروش زمین به افراد غیربومی بازمی‌دارد. این قاعده ریشه در شبکه‌ای از باورهای اخلاقی و اجتماعی دارد؛ تا آنجا که بسیاری از ساکنان، فروش زمین را نوعی «خیانت به میراث جمعی» قلمداد می‌کنند. قاعدۀ مذکور محدود به مالکیت زمین توسط فرد غیربومی نیست و مالکیت دولت در طرح‌های توسعه را نیز منتفی می‌سازد. اینکه چه سازوکارهایی موجب تداوم این قاعده شده و چه نسبتی با بازار، قدرت و هویت در میدان روستا دارد، مهم‌ترین پرسش‌های پژوهش حاضر به‌شمار می‌آیند. پژوهش حاضر کیفی است و به روش مطالعۀ موردی اکتشافی انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبۀ نیمه‌ساخت‌یافته با 13 نفر از فعالان محلی گردآوری شدند. همچنین از مشاهدۀ میدانی و ثبت گفت‌وگوهای غیررسمی برای درک بهتر زمینه‌های اجتماعی و عملکردهای پنهان این قاعده بهره گرفته شد. تحلیل نهایی نشان می‌دهد قاعدۀ منع فروش زمین، نه بازمانده‌ای از سنت ایستا، بلکه نتیجۀ بازآرایی جدیدی از روابط اخلاقی، مناسبات قدرت، فشارهای اقتصادی و خاطرۀ جمعی است. در این معنا، می‌توان آن را یک نهاد اخلاقی مدرن دانست که در برابر نیروهای بازار پدید آمده است. این قاعده برخلاف تصور اولیه، نه‌تنها همبستگی می‌آفریند، بلکه در مواردی به ابزار سلطه نیز بدل می‌شود. قاعدۀ منع فروش زمین به غیربومیان درهم‌تنیدگی وجدان جمعی (دورکیم) و حک‌شدگی اقتصاد در بطن اجتماع محلی (پولانی) را در عین تبدیل‌شدن آن به ابزاری برای سلطۀ نمادین (بوردیو) بازتاب می‌دهد. این قاعده هم‌زمان حافظ هویت جمعی روستا و عرصۀ بروز تنش میان معیشت، اخلاق و قدرت است.