بررسی رابطة تقاضای آموزش عالی با شاخص‌های اشتغال در ایران در دهة هشتاد

نویسندگان

1 مسئول گروه پژوهشی مطالعات اجتماعی مرکز تحقیقات سازمان سنجش آموزش کشور، تهران، ایران

2 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه گلستان، گلستان، ایران

doi
10.22034/emes.2022.550408.2362
چکیده

هدف: مسئلة این پژوهش بررسی رابطة بعضی از شاخص­های تقاضای آموزش عالی با شاخص­های اشتغال در دهة هشتاد (1390-1381) با هدف شناخت تقاضای آموزش عالی در ایران بود.روش پژوهش: پژوهش از جهت روش از نوع تحلیل ثانویه با حوزة تحلیل اجتماعی محسوب می­شود. به این منظور از داده­های آزمون سراسری ورود به دانشگاه­ها و سرشماری نفوس و مسکن استفاده شد. واحد تحلیل استان است.یافته‌ها: یافته­های پژوهش نشان می­دهد بین شاخص میانگین تقاضا با میانگین بیکاری در استان­های کشور رابطه­ای مستقیم برقرار است. همچنین بررسی روند رشد نشان داد که بین نرخ رشد بیکاری با نرخ رشد تقاضا در استان­های کشور رابطه­ای مستقیم و بین نرخ رشد تقاضا با نرخ رشد مشارکت اقتصادی رابطه­ای معکوس برقرار است. در این پژوهش برای اولین بار شاخصی با عنوان تقاضای تأخیری (تکرار شرکت در کنکور) بررسی شد. یافته­ها نشان داد که بین تقاضای تأخیری با شاخص­های اشتغال رابطه­ای معکوس قابل مشاهده است. به این معنی که هر چه بیکاری در استان­ها بیشتر بوده تکرار شرکت در کنکور (به ویژه برای زنان) بیشتر بوده و هر چه نرخ مشارکت اقتصادی بیشتر بوده، تکرار شرکت در کنکور کمتر شده است. مقایسه یافته­ها نشان می­دهد در دهة هشتاد نسبت شرکت کنندگان زن به مرد در مقایسه با سال­های قبل بیشتر شده که بخشی از آن به علت انصراف مردان بوده است.     نتیجه‌گیری: هدف اصلی پژوهش حاضر کمک به شناخت بیشتر تقاضای آموزش عالی در ایران بود. یافته­های پژوهش نشان دهندة ابعاد تازه ای از تقاضای آموزش عالی است و مؤید آن است که آزمون سراسری، فراتر از یک آزمون آموزشی، دارای ابعاد گسترده و عمیق اجتماعی و اقتصادی است. مباحث مطرح شده، لزوم انجام پژوهش‌های بیشتر در این باره را یادآور می‌شود. از جنبة کاربردی نیز شناخت هر چه کامل­تر این پدیده، شرط لازم برای کارآمدی هر نوع سیاست­گذاری، قانون گذاری و برنامه­ ریزی در این زمینه است.